فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩٩ - ٢ نظريه ماوردى
و
«امانة الناس قد خزيت»
[١] ، و امانت مردم مورد اهانت قرار گرفت.بىشك امانتدار بايد شرائط لازم را از نقطه نظر صاحب امانت داشته باشد و الاّ امانتدار او نمىتواند محسوب گردد. شرائط حاكم و رئيس دولت اسلامى به گونههاى مختلف بيان شده و فقهاى اسلام بر اساس ديدگاههاى متفاوتى نظريات گوناگونى را در اين زمينه ابراز نمودهاند.
نظريات علماى اهل سنت
در اينجا نخست با آراء علماء اهل سنت آشنا مىشويم و سپس به نظرات علماء شيعه مىپردازيم:
١. نظريه ابو منصور بغدادى
وى با تكيه بر اجماع و عقل امامت را ضرورى مىدانسته و معتقد بوده است كه هر كس خود را شايسته امامت بداند مىتواند امامت را عهده دار شود [٢] .
٢. نظريه ماوردى
وى ضرورت امامت را با دليل نظم و لزوم اجراى احكام الهى و نصوص قرآن و حديث اثبات مىكند و سپس مىگويد حاكم و رئيس دولت اسلامى بايد شرائط زير را داشته باشد:
١. علم به احكام الهى بدان حد كه بتواند در رويدادها و موارد اختلافى به نظر اجتهادى برسد.
٢. حواس ادراكى سالم داشته باشد تا بتواند مستقيماً امور مربوط به حواس ادراكى را درك نمايد.
٣. اندامش سالم باشد تا بتواند در فعاليتهاى بدنى سرعت لازم از خود نشان دهد.
٤. صاحب نظر و داراى قدرت تدبير باشد تا بتواند امور سياسى ملت را اداره نمايد.
٥. شجاع باشد تا توان حمايت از استقلال و موجوديت اسلام و دفاع در برابر
[١] همان، نامه ٤١.
[٢] رجوع شود به سياست و غزالى، ج ٢، ص ٣٤٨.