فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٦ - ٢ ولايت فقيه در نظر و عمل
و كاربرد آن را در ساختار نظام سياسى و حكومت اسلامى جستجو نمائيم.
[١] .
خلافت الهى:
از ديدگاه قرآن، انسان خليفه خدا در زمين و عهدهدار استقرار حاكميت خدا و وارث نهائى زمين و حكومت در آن است. انسان موظف است خصائص و شرائط لازم را براى احراز اين مسئوليت بزرگ كسب نمايد و از همه امكانات مادى و معنوى كه خداى جهان در اختيار وى نهاده است بهره بگيرد. اگر قرآن از مسخّر بودن جهان در دست انسان سخن مىگويد براى آن است كه به انسان تفهيم كند كه او توانائى به دوش كشيدن چنين مسئوليت بزرگ را دارد و امكانات لازم نيز در صورتى كه او بخواهد و اراده كند در اختيارش نهاده شده است. اين بينش و اعتقاد، مسئوليت و عمل سياسى گستردهاى را در زندگى مسلمان ايجاب مىكند كه قلمرو آن را مىتوان با ملاحظه آيات زير دريافت:
الف: آنگاه كه پروردگار تو خطاب به فرشتگان گفت: من اراده كردهام كه در روى زمين خليفهاى بنهم١ .
ب: هان اى داود ما ترا در روى زمين خليفه قرار داديم بايد كه در ميان مردم بحق حكومت كنى [٢] .
ج: خداوند به آنها كه ايمان آورند و عمل صالح بجا آورند وعده داده است كه آنها را خليفه در زمين قرار دهد همانطور كه پيشينيان را چنان كرد [٣] .
٢.
امت واحد:
قرآن انسانها را - على رغم عوامل اختلافانگيز و تمايزها و تفاوتهاى گوناگونى كه بين آنها حكمفرماست - مجموعهاى همگرا و همگون و متشكل، و چون كاروانى منسجم و در حال حركت به سوى مصرف واحد، تلقى مىكند و او را به يك سازماندهى فراگير دعوت مىكند، و اين حالت را كيفيت نخستين جامعه بشرى و شكل مطلوب و معقول آينده بشر مىداند: الف: مردم (در نخستين روزهاى حيات اجتماعى) امت واحد بودند، از آن پس
[١] . (وَ إِذْ قٰالَ رَبُّكَ لِلْمَلاٰئِكَةِ إِنِّي جٰاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً) (بقره، آيه ٣٠).
[٢] (يٰا دٰاوُدُ إِنّٰا
جَعَلْنٰاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ)
(ص، آيه ٢٦).
[٣] (وَعَدَ الله الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ
عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا
اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ) (نور آيه ٢٤).