فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠٢ - ٨ نظري١٧٢٨ ابن خلدون
٧. نظريه فارابى
فارابى براى اقامه مدينه فاضله و حكومت اسلامى آرمانى شرائط زير را در حاكم لازم مىشمارد:
حكمت، قدرت جسمانى، قدرت تصميمگيرى، تيزفهمى، حافظه قوى، ذكاوت فراوان، خوش بيانى، علم دوستى، بردبارى، عدم زياده روى در لذات جسمانى، دوستدار راستى بودن، كرامت نفس، عدالت، انصاف، شجاعت. فارابى ضمن اهميت فوق العاده دادن به حكمت مىگويد: اگر همه صفات در يك انسان جمع نشد و حكمت در مردى و بقيه صفات در مردى ديگر جمع آمد، آن دو به كمك يكديگر دولت را اداره مىكنند و اگر اين صفات در چند نفر بود همگى دست در دست يكديگر سياست جامعه را عهدهدار مىگردند [١] .
٨. نظريه ابن خلدون
ابن خلدون بخشى از مقدمه خود را اختصاص به بحث امامت و خلافت داده و پس از نقل نظريات ديگر و نقد آنها مىگويد: بهترين سياست و قانون همانا سياست و قانون الهى است كه هر جامعه را مىتواند به سعادت برساند و خلافت عبارت از رواج و اجراى سياست و قانون دين است.
سياست و دين از يكديگر جدا نيست و خليفه مجراى هر دو است همچنانكه پيامبر (ص) مجرى آن دو بوده است. لزومى ندارد خليفه از خاندان خاصى باشد و در اين مورد نظريه ابن حزم را سخت مورد انتقاد قرار مىدهد و بالأخره شرائط زير را براى احراز امامت و خلافت ضرورى مىشمارد:
١. عصبيت و حمايت معتقدانه از اسلام ٢. علم و آگاهى از احكام الهى ٣. كفايت و مديريت
[١] . همان ص، ٢١٩.