فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٧ - مبحث چهارم ادلۀ فقهى ولايت فقيه
حاكماً [١] .
مردم بايد دقت كنند و از ميان فقهائى كه راوى حديث ما هستند و در احكام حلال و حرام ما صاحب نظرند و با احكام اهل بيت (ع) آشنائى دارند، فقيهى را انتخاب نمايند و او را در ميان خود حاكم قرار دهند. من او را بر شما حاكم قرار دادم.
بدين ترتيب فقها از جانب ائمه معصومين عليهم السلام بعنوان حاكم تعيين شدهاند و مردم هر كسى را كه از ميان فقها انتخاب نمايند، هم او منتخب و نائب امام نيز هست.
٧. قال الامام موسى بن جعفر عليهما السلام: لان المؤمنين الفقهاء حصون الاسلام كحصن سور المدينه لها [٢] .
مؤمنينى كه فقيه هستند براى اسلام چون دژ و ديوار محافظ شهرند كه اسلام را در برابر دشمنان نگهبانند. اين نوع حفاظت كه در آن تشبيهى نيز بكار رفته است، به معنى حفظ علمى احكام اسلام نيست، بلكه منظور از آن تشكيل قدرت سياسى و اجراى احكام و برپائى عدالت و دفع دشمنان و اداره امور مسلمين و ساير مسائلى است كه در مفهوم ولايت فقيه نهفته است.
٨. امام حسن عسكرى از امام صادق عليهما السلام نقل مىكند:
«من كان من الفقهاء صائناً لنفسه و حافظاً لدينه و مخالفاً على هواه و مطيعاً لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه و ذلك لا يكون الا بعض فقهاء الشيعة [٣] .
از فقها آن كس كه پرهيزكار و حافظ دين و مخالف هواى نفس و مطيع اوامر و احكام خدا باشد، عامه مردم بايد از او تقليد نمايند.
تقليد كامل در تمامى افعال به معنى آن است كه در همه امور، مرجع و مقلد مسلمين فقيه است. و اداره امور اجتماعى، سياسى، اقتصادى، و مديريت جامعه اسلامى بايد به دست فقيه انجام گيرد.
[١] وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٩٩.
[٢] وسائل الشيعة، ج ٢، ص ٩٢٤، و اصول كافى، ج ١، ص ٣٨.
[٣] وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٩٥، و تفسير منسوب به امام حسن عسكرى (ع)، ص ١٤١.