فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٨ - 1 ولايت پذيرش (حجت)
نفعرسانى به امت اعمال مىگردد.
در نهج البلاغه اين نوع ملازمه حقوقى و حقوق متقابل امام و امت به نقل از امام چنين آمده است:
ان لى عليكم حقاً و لكم على حق
[١] . و كلينى نيز در اصول كافى رواياتى را در اين زمينه تحت عنوان: «ما يجب من حق الامام على الرعيه و حق الرعيه على الامام عليه السلام» آورده است [٢] .ولايت و اختيارات و حقوق امامت به تناسب مسئوليتهاى متعددى كه امام دارد داراى ابعاد و شئون مختلفى است كه در اينجا بخشى از آن را بطور اختصار مورد بحث قرار مىدهيم.
١. ولايت پذيرش (حجت)
عهدهدارى وظيفه الهى ابلاغ و دعوت، ملازم با معنى حجت است و به همين دليل انبياء و اوصياء و امامان حجتهاى خدايند. زيرا اگر گفتار آنان حجت و سند و لازم القبول براى مردم باشد، الزام به ابلاغ و دعوت لغو و بيهوده خواهد بود.
اين حق براى امام (كه مردم بايد او را بپذيرند) موجب سلطهاى است كه ما آن را ولايت پذيرش مىناميم. البته نه به آن معنى كه مستلزم اكراه و اجبار و تحميل باشد، بلكه بر اين اساس كه حجتهاى خدا همراه با وظيفه ابلاغ و دعوت، نشانه و دلائلى نيز با خود دارند كه حقانيت آنان را ثابت مىكند و مردم نيز بنابر حجت باطنى و عقل و قدرت سنجشى كه دارند ناگزيرند از تحقيق و نهايتاً پذيرفتن حقائق هستند.
اين نوع الزام بر پذيرش حجت، عقلى و منطقى است. و چنين حق و ولايتى براى امام بر اساس حق تفكر و آزادى فكر و انتخاب مردم استوار است. و در حقيقت از مسئوليت انسان در برابر درك و قبول واقعيت سرچشمه مىگيرد. مسئوليت انسان
[١] . نهج البلاغه، ٣٤.
[٢] اصول كافى، ج ١، ص ٤٣٣ و بحار الانوار، ج ٢٧، باب حق الامام على الرعيه و حق الرعيه على الامام، ص ٢٤٢.