فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٢ - نظريۀ علماى شيعه
در مورد خلافت بعنوان نظام سياسى، در قرآن و حديث نصى وارد شده باشد، و اتفاق علماء اسلام (اجماع) را نيز مورد ترديد قرار داده و دليل عقلى آن را مبنى بر لزوم خلافت براى اقامه شعائر و اصلاح جامعه مردود شمرده و جامعه اسلامى را همچون جوامع ديگر بشرى ناگزير از پذيرفتن يكى از اشكال متداول حكومت دانسته است. زيرا ايجاد نظم قانونى و اقامه شعائر اسلامى و اجراى قوانين الهى با يكى از حكومتهاى سلطنتى و جمهورى و پارلمانى و دموكراسى و غيره امكانپذير است [١] .
نظريه علماى شيعه
به اعتقاد شيعه خلافت و امامت، نظام ويژه حكومت اسلامى است و تمايز اصولى آن با ديگر نظامهاى سياسى در مفهوم سياسى نيست، بلكه مشخصه اصلى آن بعد معنوى و رهبرى و هدايت در ارتقاء و رشد استعدادها و نيروهاى بالقوه و بالفعل فرد و جامعه و جنبه الهى آن است.
خليفه و امام تنها يك زمامدار و مسئول سياسى جامعه اسلامى نيست، او عهدهدار رهبرى تماميت فرد و جامعه با تمامى ابعاد وجودى و قلمروهاى مادى و معنوى انسان در چارچوب قوانين الهى است.
خليفه و امام در نظام سياسى اسلامى، نه توسط مردم انتخاب مىشود و نه تصدى اين مقام به شكل موروثى سلطنتى است، و نه نخبگان و اشراف او را تعيين مىكنند، خليفه و امام به شيوه مكتبى و توسط خداوند انتخاب و تعيين مىشود و اين تعيين به دو صورت امكانپذير است.
١. تعيين شخصى، كه همراه با عصمت فرد تعيين شده و منتخب الهى است مانند پيامبران و امامان معصوم (عليهم السلام).
٢. تعيين وصفى، كه با مشخص نمودن صفات و شرائط خاصى در جامعه، از سوى مكتب معرفى مىشود. مانند فقهاى جامع الشرائط كه داراى عدالت و تقوى
[١] . الاسلام و اصول الحكم، ص ٣٣-٣٦.