فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٣ - پاسخ به چند ايراد در زمينۀ ضرورت حكومت
آنارشيستها خود را هرج و مرج طلب نمىدانند بلكه به نظامى مىانديشند كه نتيجه همكارى آزادانه است و بهترين شكل آن را ايجاد گروههاى خود مختار مىدانند.
اليزه ركلوز آنارشيست فرانسوى مىگفت هدف ما زيستن بىدولت و بدون قانون است. آنارشيستها تأكيد مىكنند كه گردش نظام اقتصادى در جامعه آزاد و خالى از اجبار بهتر خواهد بود و آنچه را كه امروز دولت به زور انجام مىدهد گروههاى داوطلب بهتر انجام خواهند داد. محدود كردن كردار فرد لازم نيست زيرا بشر ذاتاً متمايل به حالت آزاد و احترام به حقوق فرد است [١] .
به عقيده آنارشيستها اگر سيستم موجود امتيازهاى طبقاتى و كيفيت توزيع ناعادلانه ثروت توليد شده با كار را كه موجد جرم است از ميان برداريم نيازى به دادخواهى نخواهد بود [٢] .
آنارشيستها دموكراسى را استبداد اكثريت مىشمارند و دولتها را تازيانه تلقى مىكنند. و از ميان بردن آن را در حيات سياسى جامعه بشرى ضرورى مىدانند.
٢. از بعد تاريخى نيز جمعى منكر آنند كه حكومت و قدرت سياسى ريشه در تاريخ بشر داشته باشد. گرچه ما از دوران طفوليت عادت كردهايم كه بايد دولت داشته باشيم، اما تاريخ بشر خلاف اين را نشان مىدهد، زيرا طليعه پيشرفتهاى بزرگ بشرى وقتى آغاز مىشود كه گروههاى كوچك، قدرت حكمرانان را در هم مىشكنند و بخشى از آزادى خود را بازمىيابند و بشريت به همين نسبت پيش مىرود.
٣. از نظر عقلى نيز برخى از انديشمندان در ضرورت تشكيل دولت ترديد نمودهاند و اصولاً زندگى عقلانى شايسته بشر را در جامعه بىدولت دانستهاند.
ويليام گاودين در كتاب تحقيق در عدالت سياسى كه در سال ١٧٩٣ منتشر گرديد نوشت: حقوق، قانون و دولت مخالف عقل است و جامعه عقلى در شرائط آزاد و فقدان قدرت سياسى حاكم امكانپذير است.
٤. از نظر اقتصادى، آنارشيزم كمونيست، دولت را حامى مالكيت كه منشأ همه مفاسد است مىشمارد و همه آثار مالكيت را با دولت و قانون متلازم و ضرورت
[١] . فرهنگ سياسى، ص ٣١-٣٠.
[٢] همان.