فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٢ - پاسخ به چند ايراد در زمينۀ ضرورت حكومت
در روشن نمودن راههاى زندگى و آبادانى و زراعت و ريشه كن نمودن بيماريهاى انسانى و آفات نباتى دست بكشيم و خود را به چنگال عفريت ظلمت و فقر و بيمارى بيفكنيم.
وقتى مسائلى چون نظافت و بهداشت، ازدواج و طلاق، دادوستد و انواع معاملات، حدود و ديات و قصاص و بسيارى ديگر از مسائل مادى زندگى در اسلام مطرح است و ما آنها را بعنوان احكام دين و جزء دين پذيرفتهايم و اين آميختگى را به فصل عبادات به معنى دنيائى شدن دين تلقى نكردهايم چگونه است كه وقتى به مسئله حكومت مىرسيم آن را مايه دنيائى شدن دين و يا خلط سياست با دين مىانگاريم؟!
پاسخ به چند ايراد در زمينه ضرورت حكومت
براى تكميل بحثهاى گذشته درباره ضرورت حكومت و تشكيل نظام سياسى و دولت در اسلام لازم است براى اجتناب از قضاوت يكجانبه و مراعات جنبه انصاف در بحث به نقطه نظرهاى مخالف و شبهاتى كه در اين زمينه گفته شده و يا ممكن است گفته شود نيز اشاره نموده و به تحليل بعد منفى مسأله بپردازيم.
از اينرو ما نخست ديدگاههاى مختلف و ايرادهائى را كه در اصل ضرورت حكومت و يا در خصوص نظام سياسى و دولت در اسلام مطرح است بازگو مىكنيم و سپس يك يك آنها را مورد بررسى قرار داده و پاسخ مىدهيم، و سعى ما در طرح نقطه نظرهاى مخالف آن است كه شبههها و ايرادها صريحاً مطرح شود و بوضوح ديدگاهها معلوم گردد تا بحث كاملاً منصفانه و به دور از تعصب انجام گيرد.
١. عدهاى از بعد سياسى ضرورت حكومت را مورد انكار قرار داده و اصولاً فائده وجودى دولت را رد كرده و آن را منشأ همه شرور و مفاسد اجتماعى شمردهاند.
آنارشيستها كه عمدتاً از اين نظريه دفاع مىكنند قدرت سياسى را به هر شكل كه باشد محكوم مىكنند و به طور كلى قوانين دولتها را سرچشمه تعرض و موجب سلب آزاديها مىدانند و خواستار از ميان رفتن همه دولتها به معنى سياسى روز هستند.