فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٨ - مسئلۀ حكومت از ديدگاه قرآن
حديث آن است كه در هر زمان امام جائر و امام عادلى وجود دارد كه حق ميان آن دو بايد مشخص و متابعت گردد، بىشك اين حكم كلى در مورد زمان غيبت امام معصوم (ع) نيز صادق است و بايد امت در چنين شرائطى نيز از اطاعت زمامداران ستمگر و فاسد سرباز زند و به زير فرمان امام عادل درآيد.
بديهى است با فرض عدم حضور و شهود امام معصوم عنوان امام عادل جز بر فقهاى عادل و آگاه به زمان و مدير و مدبر صادق نيست.
٨. احاديث نمونه را با روايتى از امير المؤمنين على عليه السلام به پايان مىبريم كه فرمود: الواجب فى حكم الله و حكم الاسلام على المسلمين ان لا يعملوا عملاً و لا يقدموا يدا و لا رجلاً قبل ان يختاروا لانفسهم اماماً عفيفاً ورعا عارفاً بالقضاء و السنة يجبى فيئهم و يقيم حجهم و جمعتهم و يجبى صدقاتهم [١] .
در حكم خدا و در قانون اسلام مهمترين واجب بر مسلمين آن است كه هيچ كارى را انجام ندهند و دستى به سوئى نبرند و پائى را به سمتى نكشند پيش از آنكه نخست براى خود امامى انتخاب كنند كه عفيف و خويشتندار و متقى و دانا به امر قضاوت و سنت پيامبر (ص) باشد و درآمد و اموال عمومى را جمعآورى كند و حج و جمعهشان را برپا بدارد و مالياتها را گردآورى نمايد.
مسئله حكومت از ديدگاه قرآن
اگر انتظار آن باشد كه يك قانون اساسى مدون با قوانين مشخص در مورد هر كدام از قواى مقننه و مجريه و قضائيه و ديگر نهادهاى اساسى حكومت و اصول خاصى در رابطه با حقوق و آزادىهاى فردى، آنگونه كه در قوانين اساسى كشورها - از قرن نوزدهم ميلادى - متداول شده است، در يكى از سورههاى قرآن ارائه شود، بىشك پاسخ منفى است، ولى خوشبختانه همه مىدانيم كه چنين انتظارى تنها ما را به نفى مسأله حكومت در اسلام نمىكشاند بلكه مفهوم آن نفى اصل مسأله در تاريخ زندگى سياسى بشر تا قرن نوزدهم است.
قرآن در زمينه اصل مسأله حاكميت و اصول سياسى حكومت و اهداف و منابع
[١] . بحار الانوار، ج ٨٩، ص ١٩٦.