فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٢ - 6 امارت و امير و امير المؤمنين
[٣] ">مفاصله ثم يهوى الى النار
[١] .هر والى كه بعد از من امور امت را بدست گيرد بر صراط نگهداشته مىشود و فرشتگان دفتر زندگى او را مىگشايند، هرگاه والى عادلى بود بخاطر عدالتش نجات مىيابد و اگر ستم كار بود صراط بر زير پايش دهن باز مىكند تا بند بندش از يكديگر جدا شود و به سر در آتش فرود آيد.
٦. امارت و امير و امير المؤمنين
امارت فرمان راندن است و در فرهنگ سياسى اسلام به حكم و امام، امير و فرمانروا گفته مىشود.
مسئوليت اين منصب به حدى است كه رسول خدا (ص) به يارانش فرمود:
اگر خواستيد براى شما خبر مىدهم كه امارت چيست؟
سپس فرمود: اولها ملامه و ثانيها بذامه و ثالثها عذاب يوم القيمه الا من عدل [٢] .
مرحله نخستين امارت و فرمانروائى سرزنش است و دومش ندامت و سوم عذاب خدا، مگر آنكه عادلانه رفتار كرده باشد.
و نيز فرمود: نعم الشىء الاماره لمن اخذها بحقها و حلها٣.
چه نيكو عملى است امارت، براى كسى كه آن را به حق بدست مىگيرد و از راه حلال اعمال مىكند.
در خطبه ٤٠ نهج البلاغه مىخوانيم:
و انه لا بد للناس من امير بر أو فاجر يعمل فى امرته المؤمن و يستمتع فيها الكافر.
ناگزير مردم نيازمند به اميرند و يا نيكوكار و يا زشتكار، به نحوى كه در حكومت او مؤمن توانائى كار و تلاش براى زندگى پيدا كند و كافر در سايه آن به آسايش برسد.
امير المؤمنين لقبى بود كه از زمان خليفه دوم رائج گرديد و در نامههاى ٤٥٤
[١] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٧، ص ٣٨.
[٢] عيون الاخبار، ابن قتيبه، ج ١، ص ١.
[٣] همان.
(٤)
أ أقنع من نفسى بان يقال امير المؤمنين و لا اشاركهم فى مكاره الدهر.