فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٩ - 2 امام و امت و امامت
(وَ إِذ [١] ٦ [٤] ٨;ا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النّٰاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ)١ .
گرچه در جامعههاى ساده معمولاً نوع اختلافات و اصولاً نياز به حكومت بيشتر جنبه قضائى دارد ولى دقت در موارد فوق و ديگر مواردى كه در نهج البلاغه و بطور كلى در متون احاديث اسلامى آمده نشان مىدهد كه حكومت در اصطلاح اسلامى به معنى وسيع سياسى، قضائى، اقتصادى و فلسفى آمده است.
على عليه السلام در مورد نتائج سياسى بعثت پيامبر اسلام و قدرت امت اسلامى فرمود:
[٣] ">فهم حكام على العالمين و ملوك فى اطراف الأرضين يملكون الامور على من كان يملكها عليهم و يمضون الاحكام فيمن كان يمضيها فيهم
[٢] .امروز ياران پيامبر اسلام حاكمان جهان هستند و در اطراف زمين صاحبان قدرتمند و اختيار امورى را به دست گرفتهاند كه در گذشته ديگران بر آن حاكم بودند و فرمانشان در مورد كسانى نافذ است كه آنها خود روزى فرمانروا بودند.
در چند مورد در نهج البلاغه كلمه حكومت به مفهوم وسيع سياسى، قضائى و اجرائى آمده و امام (ع) به جايگاهى كه در امت دارد حكومت اطلاق كرده است ٣.
در حديثى از جمله عواملى كه بركت را از جامعه مىگيرد جور حكام ذكر شده است: الذنوب التى تحبس غيث السماء جور الحكام٤ .
در اصطلاح فقهى حكم بيشتر به معنى قانون الهى اطلاق شده و در تعريف آن گفتهاند حكم عبارت است از خطاب شرعى كه به افعال مكلفين مربوط مىگردد و به حكم تكليفى و وضعى تقسيم مىشود.
٢. امام و امت و امامت
امام و امامت در قرآن در مورد انبياء اطلاق شده: (وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا) [٥] ما آنها را امامان قرار داديم تا به امر ما مردم را هدايت كنند.
[١] نساء، آيه ٥٨.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ١٩٢ (قاصعه)، ص ٢٩٨، طبع صبحى صالح.
[٣]
مراجعه شود به خطبههاى ١٦٣، ٣٥، ١٢٥، ٣٦، و نامه شماره ٥٣.
[٤]
وسائل الشيعة، ج ١١، ص ٥٢٠.
[٥]
انبياء، آيه ٧٣.