فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٣ - 2 ولايت فقيه در نظر و عمل
مىدهد، و بزرگترين ظلمها را تكذيب حق مىشمارد. و متجاوز از سيصد آيه در قرآن سخن از حق و باطلزدائى دارد: الف: بلكه حق را بر باطل مىزنيم تا باطل را از ميان بردارد، در اين هنگام است كه اين حقيقت آشكار مىگردد كه باطل رفتنى و زائل شدنى است [١] .
ب: از خواستههاى باطل و هواهاى نفسانى آنها پيروى مكن كه با آنچه بر تو حق نازل شده معارض است [٢] .
ج: بگو اينك حق آمد و باطل از ميان رفت زيرا كه باطل نابود شدنى است [٣] .
د: چه كسى ظالمتر از آن است كه به خدا افترا ببندد و يا حق را تكذيب كند در حالى كه حق به او عرضه شده است [٤] .
١٣. نفى استكبار و وابستگى به آن:
قرآن، خود بزرگ بينى و سلطهجوئى و به يوغ كشيدن ديگران را گناهى در حد شرك، و ريشه اعمال شركآلود و منشأ ارتكاب ظلم و جرائم ضد انسانى و طغيان و رودررواى با خدا و خلق مىشمارد.
استكبار از ديدگاه قرآن خصلتى است كه در هر فرد و جامعهاى بروز كند، آن را على رغم شايستگيها و ارزشهاى والائى كه دارد - به ضد خدا و دشمن خلق و ارزش منفى تبديل مىكند، و استكبار هيچگاه موضع حق ندارد، و همواره از هواهاى نفسانى و خواستههاى شيطانى سرچشمه مىگيرد.
بزرگترين خطر استكبار در حيات سياسى ملتها ظاهر مىگردد، و آباديها را خشك و ويران، و نسل انسانها را تباه مىسازد، و با زير پا گذاردن حق، و با زورگوئى، تمامى امكانات و نيروها و ارزشهاى بشرى را در خدمت هواهاى نفسانى و خواستههاى شيطانى فرد و يا گروه خاص قرار مىدهد، و مردم توان گرفته شده را به اطاعت خود مىكشاند.
الف: آنگاه موسى و هارون را با آياتمان به سوى فرعون و دارودستهاش
[١] (بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبٰاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذٰا هُوَ زٰاهِقٌ) (انبياء آيه ١٨).
[٢] (وَ لاٰ تَتَّبِعْ
أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَكَ مِنَ الْحَقِّ) (مائده، آيه ٤٨).
[٣] (وَ قُلْ جٰاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ
الْبٰاطِلُ إِنَّ الْبٰاطِلَ كٰانَ زَهُوقاً) (اسراء، آيه ٨١).
[٤] (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرىٰ
عَلَى الله كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُ) (عنكبوت، آيه ٦٨).