فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١٩ - 2 ولايت فقيه در نظر و عمل
نيست كه شيوه جديد جايگزين روش متداول فقهى شود. بلكه حفاظت و حراست از فقه به همان گونه كه هست، از وظائف اجتنابناپذيرى است كه حوزههاى علميه بر عهده دارند، و آنچه در اينجا مورد بحث است مربوط به محدوده خارج از حوزههاى علميه است كه بايد توسط حوزه ديدهاى آشنا به قالبهاى جديد علمى انجام پذيرد. ظرافت و عمق و اهميت اين كار كمتر از اصل تبيين فقهى نيست. كسانى كه بعنوان پل انتقال در فقه سياسى عمل مىكنند كارشان همچون مترجم ماهرى است كه در عين آشنائى با دو زبان اصلى و ترجمه، به فرهنگ آن دو زبان نيز تسلط دارد. بىشك ابلاغ پيام اسلام كه يكى از وظائف عمده و اصلى متفكران و دانشمندان اسلامى است [١] ، بدون آشنائى و تسلط به محتواى پيام و زبان آن، و همچنين فرهنگ و قالب فكرى و زمينههاى فكرى و زمينههاى عقلانى طرف خطاب، امكانپذير نيست. خطر اين خلاء در فقه سياسى بيش از موارد ديگر مهم و خطرناك بنظر مىرسد، زيرا در صورت عدم اقدام اساسى توسط افراد صلاحيتدار در اين زمينه، نه تنها ذخائر گرانبهاى علوم اسلامى در حد نظريههاى ناشناخته و به دور از محافل علمى زنده دنيا همچنان مكتوم مىماند، بلكه به افراد ناوارد و نااهل فرصت مىدهد كه با سوء نيت و حتى خلوص نيّت به تحريف حقائق اين آئين پاك بپردازند و راه را براى اعمال شيوههاى التقاط، تطبيق و صلح كلى باز كنند و خسارتهاى جبرانناپذيرى را در اعتقاد و عمل به جامعه اسلامى وارد آورند. تز «جدائى دين از سياست» وقتى از زبان آشناى به فقه و معتقد به اسلام مطرح مىشود، بىشك دليلى جز اين ندارد كه آشناى به فقه، نسبت به زمان و قالبهاى فكرى آن و شرائط موجود ناآشناست. او سياست را در قالبى مىانديشد كه در آن، نمىتوان محتواى فقهى را جا داد. وقتى سياست، قالب و مفهومى بجز آنچه مفتى
[١] . پيامبر اسلام (ص) اين وظيفه الهى را در خطبه معروف خود در مسجد الحنيف منى چنين بيان نمود: «نصّر الله عبداً سمع مقالتى فوعاها ثم بلّغها الى من لم يسمعها». روسفيد باد كسى كه سخنان مرا بشنود و آن را به كسانى كه نشنيدهاند ابلاغ نمايد (رجوع شود به اصول كافى، ج ١، ص ٣٣٢).