فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٢ - 2 ولايت فقيه در نظر و عمل
خداوند ولايت را در مورد امير المؤمنين اعلام نمود ولى تا مدتى مردم آن را تنفيذ و اجرا ننمودند.
ج: ولايت عملى مجرد كه مردم با كسى بيعت كنند و حاكميت را به او تسليم نمايند ولى شرع آن را جعل نكرده باشد (اين صورت خود به خود از مراحل ولايت شرعى خارج است).
د: ولايت جعلى كه به فعليت رسيده است، به اين معنى كه مردم با كسى كه ولايت درباره او جعل شده بيعت كنند و او را بر امورشان حاكم گردانند.
اين مرتبه از ولايت، در حقيقت عينيت ولايت و امامت است، و در اين مرحله است كه آثار واقعى امامت مترتب مىشود و امامت تحقق مىيابد.
در اين مرحله از ولايت و امامت نيز دو جهت متفاوت وجود دارد:
الف: حاكميت، قدرت و مقام رياست، و جاه و شكوه ظاهرى امامت كه معمولاً موجب رقابت و معارضه و كشمكش و ستيز مىگردد.
ج: امانت، ميثاق و وظيفه الهى، و نيز امانت مردم و مسئوليت از طرف مردم كه جز مسئوليت و تحمل مشقت، حاصل دنيوى ندارد.
امير المؤمنين در آن سخن كه ضمن اشاره به كفش مندرسش فرمود:
[٣] ">«و الله لهى احبّ إليّ من امرتكم الاّ ان اقيم حقاً او ادفع باطلاً
[١] » (به خدا سوگند اين كفش پاره نزد من محبوبتر «باارزشتر» است تا حكومت بر شما، مگر آنكه از اين طريق حقى را برپا بدارم و باطلى را از ميان بردارم.)، اشاره به جهت اول امامت و ولايت داشت، و در سخن ديگر كه به نمايندهاش در آذربايجان فرمود:«ان عملك ليس لك طعمه و لكنه فى عنقك امانه»
[٢] (حكومتى كه در دست دارى طعمه نيست بلكه امانت الهى است كه گردن ترا گرفته است.) جهت دوم را بيان كرده است. و همچنين در خطبه شقشقيه٣ و در موارد ديگر نهج البلاغه، بياناتى از آن حضرت در زمينه هر دو جهت آمده است [٤] .[١] نهج البلاغه، بخش خطبهها، شماره ٣٣.
[٢] همان، بخش نامهها، شماره ٥.
[٣] همان، بخش خطبهها، شماره ٣.
[٤] همان، خطبه شماره ٢٠٥ و نامه شماره ٣٦.