فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠١ - 2 ولايت فقيه در نظر و عمل
[٣] ">و قد جعلك الله حراً
[١] . بنده ديگرى مباش زيرا خداوند ترا آزاد آفريده است.و هم فرمود: أيها الناس ان آدم لم يلد عبداً و لا امة و ان الناس كلهم احرار و لكنّ الله خوّل بعضكم بعضاً [٢] . مردم! آدم، برده آفريده نشده و مردم همگى آزادند، لكن خداوند كار برخى را به برخى ديگر واگذاشته است.
٢. ولايت به معنى استيلا و اعمال سلطه و تصرف در شئون زندگى ديگران، بنحوى كه لزوم اطاعت ديگران را بدنبال داشته باشد، و تا آنجا كه مربوط به قانون و قانونگذارى است، داراى مراتب متعدد (تشكيكى) است:
الف: مرتبه كامل آن كه در مورد خداوند خالق و حكيم صادق است.
ب: مرتبه ولايت پيامبران (ع) و پيامبر اسلام (ص) و ائمه معصومين (ع).
ج: ولايت فقيه عادل در زمان غيبت.
د: ولايت اشخاصى چون پدر و جدى پدرى و وصى و قيم.
ه -: ولايت هر مؤمنى نسبت به ديگرى: (وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيٰاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ). مؤمنين برخى بر برخى ديگر ولايت دارند كه همديگر را به معروف، امر، و از منكر نهى نمايند. و نيز بر اساس حديث:
«كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته»٤. همه شما چون شبانيد و همگى مسئول در برابر رعيت.
٣. همچنين ولايت از نقطه نظر اجرائى نيز داراى مراتب متعددى است كه از آن به امامت تعبير مىشود:
الف: مرتبه استعداد و صلاحيت به اين معنى كه شخص از صفات و ملكات ذاتى و اكتسابى لازم جهت بدست آوردن ولايت برخوردار باشد.
ب: مرتبه جعل (مجرد) ولايت به اين معنى كه توسط خداوند ولايتى درباره پيامبرى مقرر شود، ولى مردم آن را تنفيذ نكنند. و همچنين پيامبر (ص) از جانب
[١] . نهج البلاغه، بخش نامهها، شماره ٣١. استناد به اين حديث امكان ولايت بر ديگرى را حتى از طريق رأى و انتخاب خود آنان نيز نفى مىكند. و در حقيقت بجاى يك اصل، دو اصل بدست مىآيد: اصل عدم ولايت كسى بر ديگرى، و اصل عدم قبول ولايت ديگرى بر خود.
[٢] روضه كافى، تأليف كلينى، ص ٦٩.
[٣] توبه، آيه ٧١.
[٤] مجموعه درام، صفحه ٦.