فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٤ - 1 مردم بايد دعوت فقيه را بپذيرند
باشد كه او را از ارتكاب به محرمات الهى و ترك واجبات بازدارد، و همواره عملاً استقامت در جاده شرع و صراط مستقيم اسلام داشته باشد. زيرا انسان بىتقوا و هواپرستى كه نمىتواند تمايلات شخصى خود را در برابر خواست خدا و اراده تشريعى او و حوزه قوانين و احكام الهى كنترل نمايد و اعمال او از درون و توسط خود او كنترل نمىشود، چگونه مىتواند وارث پيامبران و خليفه رسول خدا (ص) و حاكم بر مسلمين و حجت و اختيار دار زمام امور جامعه اسلامى باشد؟
ولى فقيه با اختيارات وسيعى كه دارد از قدرت قابل توجه و در عين حال خطرناكى برخوردار است. و بىشك قدرت كنترل نشده، همواره به فساد كشيده مىشود. ولى فقيه بايد قدرتش با نيروى قابل اطمينانى كنترل گردد، و هيچ نيروئى نمىتواند مانند نيروى عظيم بازدارنده تقوى و عدالت، قدرت را تحت كنترل و در دائره شريعت الهى محدود و محصور نمايد.
ثالثاً: به مقتضاى روح هدايت و رهبرى معنوى كه از وظائف ولى فقيه است و شدت اهتمام او به امر دين و دنياى مردم و دلسوزى او نسبت به وضع جامعه اسلامى و نيز بدليل وارث و خليفه و حاكم بودن و اختياردارى امور جامعه اسلامى كه اسوه بودن ولى فقيه را ايجاب مىكند - او بايد در مسائل رفاهى و علائق دنيوى خود، پارسا، و از وابستگى به مظاهر دنيوى و علاقه شديد به امور رفاهى آزاد، و از تمايلات شخصى در مورد جاه طلبى و جلب منافع مادى و مزاياى رفاهى نسبت به خويشتن منزه باشد [١] .
چنين فقيهى بمقتضاى ادله گذشته داراى ولايت و عهدهدار مسئوليتها و اختياراتى است كه مواردى از آن را در اينجا مورد بحث و بررسى قرار مىدهيم:
١. مردم بايد دعوت فقيه را بپذيرند
مردم در برابر دعوت فقيه موظف به قبول و اجابت هستند و بايد گوش به دعوت فقيه فرا دهند و آنچه را كه وى مىگويد پذيرا باشند. قرآن در اين زمينه بصراحت
[١] . امام در تحرير الوسيله اين شرط را چنين بيان مىكند: بل غير مكب على الدنيا و لا حريصا عليها و على تحصيلها جاهاً و مالاً على الاحوط، ج ١، ص ٥.