فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٢ - 4 غيبت كوتاه مدت امام
عيسى را ذكر كرد و همچنين جريان حضرت يونس كه ناگزير از ترك امت خويش شد، مىتواند نمونه ديگرى از اين حالت باشد.
مشابه اين وضعيت را مىتوان در شرائطى كه حضور فعال امام، جامعه را به عكس العملهاى نامطلوب حاد مىكشاند يافت. نظير دوران ربع قرن بعد از رحلت پيامبر اكرم (ص) كه امير المؤمنين در طول آن مدت ناگزير از خانهنشينى شد تا اسلام جوان و امت تازه پا گرفته دچار فتنه و افتراق و رجعت بر جاهليت نگردد.
بديهى است مفهوم حضور غير فعال آن نيست كه امام از هر گونه فعاليتى بازداشته مىشود، زيرا در همه موارد ذكر شده امامت بنحوى در جامعه اعمال مىشده است، ولى نه بطور چشمگير و آشكار. چنانكه در دوران ٢٥ ساله خانهنشينى امير المؤمنين مشاهده مىشود كه امام كار جمعآورى قرآن و راهنمائى در مشكلات امت و گرهگشائى در بنبستهائى را كه براى خلفا پيش مىآمد انجام مىدهد.
٤. غيبت كوتاه مدت امام
منظور از غيبت امام، عدم ارتباط مستقيم با امام و در دسترسى قرار نگرفتن و ناپديد شدن از انظار مردم است. در موقعيت غيبت نيز امام بنوعى حضور دارد ولى حجابى بين امام و امت كشيده شده و مانع از آن است كه مردم امام خود را رؤيت كنند و تماس مستقيم با وى برقرار سازند.
اين حالت را بصورت فيزيكى مىتوان در مورد برخى از موجودات نيز مشاهده نمود. ذرات اتم وجود دارند و هوا نيز اطراف ما را پر كرده است ولى ما از رؤيت آنها عاجزيم و بطور غير مستقيم و بطريق آثار بوجود آنها پى مىبريم و مشاهده نكردن ما مانع از برخوردارى از آثار پربركت آنها نيست.
غيبت صالح از قوم خويش و غيبت موسى در مدت اقامتش در سينا از بنى اسرائيل، نمونههاى غيبت كم مدت امام از امت است. همچنين غيبت صغرى حضرت حجة ابن الحسن العسكري عجل الله تعالى فرجه الشريف نمونه ديگرى از اين حالت است كه امام توسط نواب خاص (اربعه) ارتباطات خاصى را با مردم در جهت هدايت امت داشتهاند.