فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٤ - مبحث دوم ابعاد و عناصر تشكيل دهنده امامت
است، زيرا بيشترين صفات نبى به جهت داشتن امامت و مقام رهبرى است، وگرنه رابطه بين نبى و خدا رابطه خاصى است كه (اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ) [١] .
در اينجا تذكر اين نكته ضرورى است كه امامت گرچه مقامى الهى و بر اساس گزينش الهى است، ولى امام قبل از نصب از جانب خدا و نيز پيش از آنكه مردم او را به رهبرى و امامت پذيرفته باشند، صلاحيت عهدهدارى اين مقام را داشته، و اصل صلاحيت، پايه انتصاب و انتخاب امام بوده است، و وراثت نيز به منظور تأكيد اصل صلاحيت مورد استناد قرار گرفته است.
فكر جدا نمودن رهبرى سياسى به معنى خلافت از مفهوم گسترده امامت، در حقيقت بازگرداندن رهبرى متعهدانه ايدئولوژيك است به مفهوم رايج كشوردارى و پلى تيك، كه انحرافى بزرگ در مذهب و راه شناخت مكتب محسوب مىگردد، برخى تصور كردهاند با اين توجيه مىتوان در ميان فرق اسلامى به ايجاد وحدت دست يافت، اين توجيه در عين اينكه چنين نتيجهاى را هرگز به دنبال نخواهد داشت موجب آن خواهد شد كه رسالت به دو بخش امارت و هدايت تقسيم شود، و خلافت، وارث امارت رسالت، و امامت، وارث هدايت و معنويت و روحانيت رسالت گردد. اين همان اصل نادرستى است كه امروز از آن به جدائى سياست از روحانيت تعبير مىشود.
مبحث دوم: ابعاد و عناصر تشكيل دهنده امامت
امامت را از ديد اسلامى نمىتوان بصورت يك مفهوم يك بعدى مطرح نمود.
امامت يك مجموعه پيچيده و چند بعدى و تشكيل يافته از عناصر مختلفى است كه بدون تحقق آنها در جامعه عينيت نمىيابد.
امامت از جهاتى با اصل مكتب و وحى ارتباط دارد و از جهاتى ديگر با امت مرتبط مىگردد. اين ابعاد و عناصر و جهات مختلف را در چهار بعد مىتوان خلاصه نمود.
[١] انعام، آيه ١٢٤.