فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٢ - امامت در متون اسلامى
شده، عنوان «امام الخير و قائد الخير» است كه نمىتواند مفهوم وسيع هدايت و سياست و اداره جامعه را در برگيرد.
على عليه السلام در توصيف امام و بيان شئونات و مسئوليتهاى امامت مىفرمايد:
[١]
. فهو من معادن دينه و اوتاد ارضه قد الزم نفسه العدل فكان اول عدله نفى الهوى عن نفسه يصف الحق و يعمل به لا يدع للخير غاية الا امها و لا مظنة الا قصدها قد امكن الكتاب من زمامه فهو قائده و امامه يحل حيث حل ثقله و ينزل حيث كان
١.او انسان ممتاز و برترى است كه گنجينه رسالت و دين خدا و نگه دارنده زمين، و خود ملتزم به عدالت است، و نخستين گام او در راه عدالت، اجتناب از هواپرستى و تمايلات شخصى است. او چهره حق را آن چنان توصيف مىكند كه هست، و خود بدان عمل مىكند و همه هدفهاى خير، مورد نظر و مقصد اوست و هركجا گمان خيرى مىرود وى در تعقيب آن است. خود را در اختيار كتاب خدا نهاده و آن را پيشوا و امامش قرار داده و هركجا كه قرآن امر مىكند او در آنجا فرود مىآيد و آنجا كه قرآن مأوى مىگيرد وى نيز منزل مىگزيند.
[٢] .
انما الائمه قوام الله على خلقه و عرفائه على عباده و لا يدخل الجنة الا من عرفهم و عرفوه و لا يدخل النار الا من انكرهم و انكروه... و لا تفتح الخيرات الا بمفاتيحه و لا تكشف الظلمات الا بمصابيحه٢
.اين امامان هستند كه برپا دارنده مردم از جانب خدايند و وسيله شناخت او و كارشناسان خدا بر بندگانش مىباشند. جز كسانى كه امامان را مىشناسند و شناختهشده امامان هستند بر بهشت برين نمىرسند، و كسانى نصيب آتش مىشوند كه امامان را نشناسند و شناختهشده آنان نباشند. خيرات و ارزشها بوسيله كليدهاى ويژه گشوده مىشوند (كه در اختيار امامان است) و تاريكيها از ميان نمىروند مگر به روشنائى اخترانى كه در پرتو نور امامان فروغ مىگيرند.
امام حسين (ع) نيز امامت را چنين توصيف كرده است:
[١] نهج البلاغه، خطبه ٨٧.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ١٥٢.