فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٩٩ - ضرورت امامشناسى
من دو ميراث گرانبها در ميان شما (امت) مىگذارم كه مادام به آن دو تمسك كنيد هرگز گمراه نمىشويد. كتاب خدا و عترت و اهل بيت من آن دو ميراثند كه هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا در قيامت به من رسند.
مفاد اين حديث ترسيم دقيقى از امامت و همبستگى و تلازم امامت با مكتب است و نيز بيانگر عصمت امام و صيانت وى از هر گونه لغزش و خطا و نيز گناه و تخطى عمدى از خطمشى مكتب است.
به همين دليل است كه در برخى از عبارات و متون اسلامى امامت به خطمشى مكتب تعبير شده و صراط دين نام گرفته و رواياتى نيز در تفسير صراط المستقيم در سوره حمد آمده كه مبين اين حقيقت است [١] .
و نيز طبق يك سلسله روايات، پيروى مكتب و تبعيت از اسلام و حتى تمسك به قرآن و سنت پيامبر اسلام (ص) جز از طريق امام نتيجهاى جز ضلالت و گمراهى نخواهد داشت و امام كليد فهم قرآن و سنت و رمز هدايت و ضلالت است [٢] .
ضرورت امامشناسى
اگر براى انسان و جامعه، پويائى، تحول و تكامل را يك ضرورت بدانيم، بايد دستيابى جامعه را به يك رهبر صالح نه تنها موفقيتى بزرگ تلقى كنيم، بلكه اصولاً آن را يك وظيفه اجتنابناپذير بشماريم. بر همين اساس اهداف و آرمانهاى مكتبى در اسلام وقتى جامه عمل به خود مىپوشد و جامعه اسلامى هنگامى به تشكيل امت دست مىيابد كه امام آن شناخته شود، و بدون چنين شناختى هيچ مسلمانى نمىتواند خود را در امت بيابد و در آن ذوب شود و شاهد تحقق عينى مكتب باشد و قادر به انجام وظائفى گردد كه مكتب براى او و همه مسلمانان مشخص كرده است.
از اينرو امامشناسى ضرورىترين و فورىترين معرفتى است كه انسان مسئول و مسلمان متعهد بايد در زندگى اجتماعى خود آن را بازشناسد و بدون آن هرگز به
[١] . به تفسير برهان، ج ١، مراجعه شود.
[٢] به مقدمه تفسير برهان و وسايل الشيعة، ج ١٨، ص ١٢٩، مراجعه شود