فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٩٤ - مبحث اول رهبرى در طرح امامت
بنابراين اصطلاح، حكومت و رهبرى موظف است نظم و قانون را در جامعه برقرار كند تا امكان زندگى آسوده و سعادتمند براى شهروندان فراهم گردد. اما تربيت و هدايت فكرى و رشد و تعالى انسان از حدود مسئوليت سازمان حكومت و پلى تيك خارج تلقى شده است.
ولى كلمه سياست كه بجاى پلى تيك در زبان عربى و فارسى و مشتقات آن دو بكار رفته مفهومى وسيعتر داشته است، زيرا اين كلمه ابتدا در مورد تربيت اسب استعمال مىشده، و به همين مناسبت در مفهوم كشوردارى از نوعى معناى تربيت و هدايت و اصلاح نيز برخوردار بوده است.
بىشك معنى پلى تيك كه در حقيقت خدمتى به شهروندان و جامعه است، اگر از پرورش و تربيت و هدايت و اصلاح تهى باشد، چه بسا در موارد بسيارى تبديل به خيانت گردد. در صورتى كه كشوردارى توأم با رهبرى و هدايت و تربيت و اصلاح، بالمآل، خدمت است. گرچه ابتداى امر نتواند امكانات لازم را براى زندگى بهتر شهروندان فراهم سازد.
بمقتضاى ماهيت پلى تيك - يعنى كشوردارى و اداره مردم و تأمين سعادت شهروندان - در غرب آزاديهاى سياسى رشد كرده و روح فرديت (انديويدوآليسم) و آزادى افكار (ليبراليسم) و حكومت مردم (دموكراسى) بوجود آمده و رهبرى به مفهوم اراده جمعى و معناى ارزشها و اصول، شكل گرفته است.
زياده روى در اين نوع سياست، جمعى متفكران غربى را بر آن داشته كه مفهوم اصلاح و هدايت را در قالب يك ايدئولوژى انقلابى به سياست و رهبرى جامعه بازگردانند و حكومت پرولتاريا را بنيان نهند. اما اين بار نيز هدف، تأمين سعادت است، نهايت آنكه از حد اكثر (ثروت، حيثيت اجتماعى، زن و فرزند، درآمد كافى، آينده مطمئن) دست كشيده و به حد اقل (نان، مسكن، كار و يا شعارهاى مشابه آن) بسنده شده است.
در فرهنگ اسلامى رهبرى به مفهوم امامت، عبارت از آن نوع سياستى است كه بر اساس آن ايدئولوژى الهى و متكى بر وحى، بر كليه روابط انسانى حاكم مىگردد، و بنيادها، نهادها، روابط اجتماعى، آراء، عقائد، فرهنگ، اخلاق، بينشها، سنتها،