فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨١ - فصل دوم صفات و اصول رهبرى
جامعه، تمامى اعضاء و بخشها و نيروهاى فعال بايد با هدف، و هر كدام در جاى مناسب و در رابطه مستقيم و منطقى با هدفهاى كلى و با حفظ مناسبات لازم در بافت كلى آن، به كار مناسب گمارده شوند، و نظام اجتماعى و تشكيلات - آنگونه كه نظام احسن در آفرينش ديده مىشود - حكيمانه برقرار گردد. زيرا با ديد توحيدى، حكمت در تدبير جهان الگوئى از رهبرى كامل در سازمان بزرگ جهان هستى است [١] ، و در قرآن خداوند متجاوز از نود مورد به صفت حكيم توصيف شده است.
انسان خليفه خدا در زمين و نماينده خدا در برقرارى حكمت در زندگى فرد و جامعه و ادارهكننده زمين است رهبرى توحيدى انسان از حكمت جداپذير نيست.
[٢] . عدالت و قسط
عدالت در آفرينش كه الگوئى كامل براى شيوه صحيح رهبرى در سازمانهاى بشرى است، به اين معنى است كه استحقاق و شايستگى هيچ موجودى مهمل گذاشته نشده و خداوند عادل به هر كس هر چه را كه استحقاق آن را داشته، داده است (قٰالَ رَبُّنَا اَلَّذِي أَعْطىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدىٰ)٢.
عدالت به اين معنى ملازم با مساوات نيست، بلكه بر محور حق و بر اساس رعايت استحقاقهاست. تبعيض بمعنى تفاوت در عطا نسبت به دو موجود متساوى در استحقاق، ظلم است.
رهبرى در جامعه اسلامى، در خط عدالت و قسط، به دو هدف اساسى عمل مىكند، و جدا شدن از اين اصل به مثابه خروج نظام از خصلت توحيدى و افتادن در گرداب شرك و كفر است (وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمٰا أَنْزَلَ الله فَأُولٰئِكَ هُمُ اَلْكٰافِرُونَ) [٣] .
٣. برابرى و نفى تبعيض
اين مسأله در ابعاد مختلف مطرح مىشود:
الف: برابرى در نژاد (اَلَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهٰا زَوْجَهٰا)٤.
[١] (اَلَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ) (سجده، آيه ٧).
[٢] طه، آيه ٥٠.
[٣] مائده، آيه ٤٤.
[٤] نساء، آيه ١.