فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٨ - 9 رهبرى ملى و ناسيوناليستى
بنياد ماكياوليزم بر جدائى سياست از ارزشهاى اخلاقى و تجويز هر نوع عمل براى رسيدن به اهداف سياسى است. وى معتقد بود بدون شرارت هرگز قدرت نه بدست مىآيد و نه حفظ مىشود، و گاه رسيدن به قدرت و يا حفظ قدرت، اعمال زور، حيله، تزوير، خيانت، تقلب، دروغ، پيمانشكنى و بيرحمى را ايجاب مىكند و رهبرى هنگامى موفق است كه از تمامى اين ابزار استفاده نمايد، زيرا همواره هدف وسيله را توجيه مىكند.
اين نوع رهبرى نهايتاً گور خود را به دست خويش مىكند. چنانكه رهبر نمونه ماكياولى چزاره بورجا (سزار بورژيا) كه مظهر كامل زور و حيلهگرى بود در سن ٣١ سالگى از راه همان زور و تزوير از ميان برداشته شد و ناكام مرد.
وسائل و ابزارى كه ماكياولى توصيه مىكند بىشك ممكن است رهبرى را به قدرت برساند ولى نمىتواند آن را حفظ و مستمر گرداند. قدرتى پايدار مىماند كه جايگاه حق داشته باشد، زيرا زور هيچگاه موجد و مولد حق نيست. و اگر مزوّر توانسته است بماند بدان خاطر بوده است كه كسانى توانستهاند آن را تبديل به حق نمايند و تا ماهيتشان مكشوف نگرديده پايه اقتدارات خويش را تحكيم نمايند.
مىگويند ماكياولى خود طرفدار نظام جمهورى و حكومت مردم بر مردم بوده و معتقد بوده است كه انتخاب مردم بهترين انتخابها و تشخيص و رأى آنها بطور سحرآميزى همواره با واقعيتها مطابقت داشته است، و در كتاب شهريار نيز يادآورى مىكند كه وى اطمينان ندارد يك انسان با فضيلت اين وسائل را بكارگيرد. ولى در هر حال شيوه پيشنهادى وى سالها مورد استفاده بسيارى از رهبران و احزاب سياسى مادىگرا قرار گرفت و خسارتهاى جبرانناپذيرى را براى ملتهاى ستمديده به بار آورد.
٩. رهبرى ملى و ناسيوناليستى
بنياد رهبرى ملى بر ايجاد وفادارى و علاقه و عشق به پيوندها و عناصرى است كه ملت را همبسته و متحد مىسازد. رهبرى ملى سعى بر آن دارد كه به عناصرى مانند نژاد، زبان، سنتها، فرهنگهاى ملى و تاريخ مشترك اهميت بيشترى داده و آن را