فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦١ - مبحث چهارم رهبرى و قدرت
نيست. عمق رهبرى در ميزان و كيفيت رابطه و پيوندى است كه رهبر با سازمان، ملت و مكتب دارد، و در هر سه مورد سر و كار او با انسانى است كه داراى فكر و احساس و اراده و خواسته و آرمان است. رابطه رهبر با مردم چه در شكل پيوند تمايلاتى (بر اساس اشتراك درخواستهها و تمايلات) و چه در قالب پيوند مكتبى و عقيدتى، بايد استوار و مداوم باشد. رهبران مردمى كه پايدار ماندهاند و بر دلهاى توده مردم فرمان راندهاند، كسانى هستند كه خواستهها و اهداف و تفكر و اصول يك جريان مردمى و انقلابى را درك نموده و خود، آن را باور داشته و حيات خويش را وقف خدمت به آن نمودهاند.
شناخت اين رابطه و پيوند، ماهيت جريان را معلوم مىكند. رابطه تمايلاتى چه بصورت گروهى و چه بصورت ملى و در سطح يك جامعه، جريان خاص خود را دارد و نوع رهبرى خاص مىطلبد، و پيوند عقيدتى و مكتبى نيز جريانى ديگر و رهبرى ويژه خود را به دنبال مىآورد كه در سطح گروه و سازمان و يا جامعه و احياناً بصورت جهانى شكل مىگيرد.
هنگامى كه اين رابطه و پيوند سست و يا گسيخته مىشود، و رهبران از مردم و نهايتاً از جريان به دور مىمانند، خواه ناخواه منزوى شده قدرت رهبرى نابود مىگردد. اين حالت معمولاً در دو مورد اتفاق مىافتد:
نخست آنجا كه وقتى به قدرت مىرسند مردم را فراموش مىكنند و به راه خود مىروند و هدفهاى شخصى را بر تمايلات و اهداف گروه و جامعه ترجيح مىدهند و به جريان، بجاى هويت مردمى و انقلابى هويت شخصى مىدهند.
دوم هنگامى كه در راستاى حركت فزاينده انقلاب مردمى از شتاب لازم بازمىمانند و يا با شتابى بيشتر جلو مىافتند.
در رهبرى كه قدرت آن از تمايلات و خواستههاى جمعى مردم ناشى مىگردد، پيوند و رابطه رهبرى با مردم به گونه ساده ولى ناپايدار است. و رهبر ناگزير است محور تأثيرات خود را خواسته عمومى مردم قرار دهد و يا به گونهاى كه صلاح گروه يا جامعه مىداند تمايلات و خواستهها را هدايت نموده و شكل دهد.
ولى آن نوع رهبرى كه بر اساس پيوند مكتبى و اعتقادى مردم شكل مىگيرد