فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢٨ - فصل ششم شكل حكومت در نظام اسلامى
فصل ششم شكل حكومت در نظام اسلامى
از دير زمان اشكال حكومت را به سه نوع تقسيم كردهاند:
١. حكومت سلطنتى كه در رأس آن فردى بعنوان شاه يا ملكه بطور موروثى به سلطنت مىرسد و بدون آنكه مسئوليت قانونى نسبت به اعمال خود داشته باشد اختيارات محدود يا نامحدودى را در اداره كشور بدست مىگيرد.
در نظام سلطنتى وارث تاج و تخت، داراى امتيازات قانونى و نسبت به ملت از مقام ممتازى برخوردار است و بعنوان سمبل وحدت ملى شناخته مىشود.
انتخاب شاه يا ملكه در نظام سلطنتى جز در موارد نادرى مانند لهستان كه در سال ١٥٧٣ با مرگ شاه فرد ديگرى از سوى مردم به سلطنت برگزيده شد، موروثى است و با تشريفات سنتى همراه است.
در تاريخ سياسى جهان گونههاى مختلفى از حكومت سلطنتى مانند استبدادى و مشروطه و حتى نوع دموكراتيك آن به اجرا درآمده و بتدريج از ميزان اختيارات و نفوذ شاه يا ملكه كاسته شده است.
٢. اريستوكراسى يا حكومت اشراف و نخبگان و برگزيدگان كه روميان و بعضى از فلاسفه يونان از آن سخت جانبدارى مىكردند و در تعيين نوع و طبقهاى كه بر آنها اشراف و نخبگان و برگزيدگان گفته مىشود اختلاف نظر داشتند. برخى فلاسفه را سمبل اشراف برگزيده و بعضى ديگر، بازرگانان و جمعى نيز فرماندهان با كفايت