فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨٥ - 7 در اسلام، دولت وسيله است نه هدف
تعليم و تحقيق خود از اهداف دولت اسلامى است.
٧. در اسلام، دولت وسيله است نه هدف
در مورد سخنى كه در گذشته از قاضى سعيد قمى نقل نموديم كه رسالت و خلافت مقامى معنوى است نه سلطنت ظاهر و حكومت كردن بر مردم، بايد توضيح داد مفهوم اين سخن نفى دولت اسلامى نيست آنگونه كه بعضى از صاحب نظران برداشت كردهاند [١] . زيرا قاضى سعيد قمى و هر عالم شيعى ديگر به اقامه حكومت عدل در زمان ظهور حضرت مهدى (عج) اعتقاد دارند و مىدانند كه پيامبر (ص) خود اقامه حكومت نمود و امير المؤمنين (ع) نيز خلافت ظاهرى را پذيرفت.
مفاد سخن قاضى سعيد قمى آن است كه هدف رسالت و خلافت، سلطنت كردن بر مردم و بدست گرفتن اقتدارات عاليه و حاكميت سياسى در جامعه نيست، همانگونه كه على عليه السلام به ابن عباس فرمود:
[٣] ">«و الله لهى احب الى من امرتكم الا ان اقيم حقاً او ادفع باطلاً»
. [٢]سوگند به خدا اين لنگه كفش كهنه و فرسوده نزد من محبوبتر است از امارت و حكومتى كه بر شما مىرانم مگر آنكه حقى را برپا بدارم و باطلى را دفع كنم.
و نيز همان تصويرى است كه على عليه السلام از دولت اسلامى در اين بيان ارائه نموده است:
«اللهم انك تعلم انه لم يكن الذي كان منا منافسة فى سلطان و لا التماس شىء من فضول الحطام و لكن لنرد المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك فيأمن المظلومون من عبادك و تقام المعطلة من حدودك»
٣.خدايا تو مىدانى آنچه از ما در زمينه حكومت رخ داده است نه به منظور حكومت كردن بر مردم بوده و نه مقصود ما جمعآورى دنيا بوده است، ما خواستيم از اين راه معالم دين تو را به جايگاهش برگردانيم و در سرزمين تو اصلاح كنيم تا ستمديدگان از بندگانت احساس امنيت كنند و حدود و قوانين تعطيلشده تو به اجرا
[١] . تفكر نوين سياسى اسلام، ص ١٢.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ٣٣.
[٣] نهج البلاغه، خطبه ١٢٩.