فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨٤ - 6 قلمرو و صلاحيت دولت اسلامى
آنها كه مداخله فقها و علماى اسلام را در امور حكومتى و مسائل اجرائى دولت مضر به شئونات معنوى و قداست آنها مىدانند در مورد كار پيامبر (ص) و على عليه السلام چه مىگويند؟
درست است كه نفوذ معنوى و حكومت بر دلها را كه خاص انبياء و امامان بوده از طريق قدرت سياسى نمىتوان بدست آورد ولى وظيفه و امانتدارى و اجراى قانون خدا را هم به بهانه نگهدارى نفوذ معنوى و قداست و جذب دلها نمىتوان بر عهده نگرفت و به خدا و خلق خيانت ورزيد.
٦. قلمرو و صلاحيت دولت اسلامى
ترديدى نيست كه بخشى از فعاليتهاى انسان در جنبههاى حيات علمى و معنوى از قلمرو صلاحيت اعمال حاكميت دولت خارج است و از اينرو بعضى از متفكرين چون هربرت اسپنسر [١] توصيه مىكردند كه افراد بايد راههاى مربوط به اين زمينهها را خود انتخاب نموده و آن را طى كنند و در اين راه متكى به دولت نباشند. عملاً نيز بسيارى از فلاسفه و دانشمندان چنين بودهاند.
دخالت دولت و كنترل افراد در اينگونه موارد نه تنها در صلاحيت دولت نيست بلكه موجب سلب آزاديها و از ميان بردن زمينه خلاقيتها و ابتكارها و پيشرفت علمى و معنوى جامعه خواهد شد.
ولى نه اين مطلب و نه امكان حيات علمى دانشمندان منهاى ارتباط با دولتها نمىتواند ضرورت تشكيل دولت را مورد ترديد قرار دهد، زيرا نه تنها منافاتى بين آزادى حيات علمى و معنوى افراد و امكان ادامه آموزش و تحقيق بدون دولت و بين برپائى حكومت وجود ندارد بلكه اصولاً دولت صلاحيتدار بويژه دولت اسلامى كه مورد بحث ماست در رشد اين آزادى و تسهيلات لازم براى زندگى علمى و ادامه تحقيقات و ايجاد شرائط مساعد آن مىتواند نقش مؤثرى را ايفا نمايد و اين نكته خود مىتواند يكى از دلائل ضرورت تشكيل دولت اسلامى تلقى گردد، زيرا ارتقا بخشيدن به علم و تحقيقات و خلاقيتهاى علمى و تشويق به زندگى توأم با
[١] . نظام الحكم و الادارة فى الاسلام، ص ٤٦.