فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٤ - لزوم حكومت از نظر روايات
خداوند امامت را بعنوان وسيله نظام امت قرار داد، نظامى كه اختصاص به زمان معينى ندارد و در تمامى دورانهاى امت براى او ضرورت دارد.
[٣] . و نيز فرمود:
«و انه لا بد للناس من امير برّ او فاجر يعمل فى امرته المؤمن و يستمتع فيها الكافر و يبلغ الله فيها الاجل و يجمع به الفىء و يقاتل به العدو و تأمن به السبل و يؤخذ به الضعيف من القوى حتى يستريح بر و يستراح من فاجر»
[١] .مردم ناگزير از امير و حاكمند يا نيكوكار و يا بدكاره تا در سايه حكومت وى مؤمن به كار خويش پردازد و كافر نيز از مواهب زندگى بهرهمند گردد و مردم زندگى خويش را در آن حكومت بسربرند و به وسيله او اموال بيت المال جمعآورى شود و به كمك او با دشمنان مبارزه گردد و جادهها امن و امان و حق ضعيفان از نيرومندان گرفته شود و نيكوكاران در رفاه و از دست بدكاران در امان باشند.
امام (ع) اين سخن را در برابر خوارج مىگويد كه با شعار: لا حكم الا لله اساس حكومت را نفى مىكردند و امام (ع) نفى قانون بجز قانون الهى را مىپذيرد ولى معنى آن را نفى حكومت و نامشروع بودن فرمانروائى نمىداند و در آغاز اين سخن صريحاً مىگويد: كلمه
حق يراد بها باطل نعم انه لا حكم الا لله و لكن هؤلاء يقولون لا امرة الا لله
[٢] .اين سخن كه خوارج مىگويند لا حكم الا لله درست است ولى مقصود آنها از اين سخن آن است كه جز خدا فرمانروائى نيست، و اين نادرست است. آنان سخن حقى را بر زبان مىآورند و از آن معنى باطل و نادرستى را منظور مىدارند.
٤. و نيز فرمود
: اما و الذى فلق الحبة و برأ النسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله من العلماء ان لا يقاروا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم لا لقيت حبلها على غاربها
٣.آگاه باشيد! به خدا سوگند، خدائى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، اگر نه اين بود كه جمعيت بسيار گرداگردم را گرفته و به ياريم شتافتند و از اين جهت حجت بر من تمام شد، و اگر نبود عهدى كه خداوند از علما گرفته كه در برابر شكمخوارى
[١] همانجا و نهج البلاغه، خطبه ٤٠.
[٢] همان.
[٣] نهج البلاغه، خطبه ٣.