فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٢ - سيرۀ عملى اسلام
سيره عملى اسلام
ترديدى نيست كه پيامبر اسلام (ص) از نخستين روزهاى پس از هجرت زمينههاى ايجاد قدرت سياسى و تشكيل حكومت را در مدينه فراهم آورد و تشكيلات و تأسيسات لازم را براى تحقق يك دولت مقتدر اسلامى پىريزى كرد.
تاريخ گواهى مىدهد كه پيامبر اسلام (ص) تشكيل حكومت داد و به اجراى قوانين و برقرارى نظامات اجتماعى پرداخت و به اداره جامعه اسلامى برخاست.
والى به شهرها فرستاد و به قضاوت نشست و قاضى نصب نمود، سفرائى به خارج و نزد رؤساى قبائل و پادشاهان روانه كرد، معاهده و پيمان بست، جنگها را فرماندهى نمود، احكام حكومتى را به جريان انداخت، و به فرمان خدا براى بعد از خود تعيين حاكم كرد.
سيره عملى پيامبر به اين ترتيب ضرورت تشكيل حكومت را به اثبات مىرساند همانطور كه قبول خلافت از طرف امير المؤمنين على عليه السلام نيز مبين همين حقيقت است و اصولاً پس از رحلت پيامبر (ص) هيچيك از مسلمانان در اين مورد كه حكومت يك ضرورت اسلامى است ابراز ترديد ننمود و همه مسلمانان در اين امر اتفاق نظر داشتند. اختلاف تنها در مورد كسى بود كه مىبايست عهدهدار خلافت و امر حكومت باشد [١] .
بىشك سيره عملى تشكيل حكومت و تصدى اداره جامعه اسلامى اختصاص به زمان پيامبر (ص) و يا زمان محدود ديگرى ندارد و همان ضرورتى كه تشكيل حكومت را در زمان پيامبر (ص) و امير المؤمنين (ع) ايجاب مىكرده به دليل ابدى بودن احكام اسلام و محدود نبودن آن از نظر زمانى و مكانى لزوم برپائى حكومت اسلام را براى هميشه ثابت مىكند.
اعتقاد به اينكه اجراى احكام اسلام محدود به زمان پيامبر بوده و يا به دوران حضور امام معصوم اختصاص دارد بدتر از اعتقاد به منسوخ شدن اسلام است و انكار ضرورت تشكيل حكومت اسلامى در حقيقت انكار ضرورت اجراى احكام اسلام
[١] . ولايت فقيه، امام خمينى، ص ٢٧.