فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٦ - ضرورت فطرى دولت
شبههها از يك تفكر يك بعدى و بدون توجه به جوانب مختلف مكتب جامع الاطراف اسلام ناشى شده و دستهاى ناپاك كسانى كه قدرت سياسى اسلام نقشهها و منافع شوم آنها را به خطر مىانداخته است نيز در اين ماجرا نقش داشته است.
همين شبهات موجب گرديده كه بسيارى از متفكرين اسلامى در زمينه ضرورت تشكيل دولت اسلامى به استدلال بپردازند و به استناد ادله عقلى و شرعى لزوم آن را به اثبات برسانند. اينك ما بخشى از اين دلائل را در اينجا مورد بررسى قرار مىدهيم.
ضرورت فطرى دولت
علامه طباطبائى در بحثى تحت عنوان «ولايت و زعامت در اسلام» مسأله ضرورت تشكيل دولت اسلامى را از نقطه نظر فلسفه اجتماعى اسلام مورد بحث قرار داده و به استناد آيه: (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ الله اَلَّتِي فَطَرَ اَلنّٰاسَ عَلَيْهٰا لاٰ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ الله ذٰلِكَ اَلدِّينُ اَلْقَيِّمُ وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَ اَلنّٰاسِ لاٰ يَعْلَمُونَ)١ آئين اسلام را آئين فطرت و احكام آن را مطابق با فطرت بشرى مىشمارد. (ترجمه آيه: دين اسلام را با مراعات اعتدال استقبال نما، همان دينى كه منطبق است با آفرينش خدائى كه مردم را آفريده و روى آن استوار ساخته، خلقت خدائى تبديل پيدا نمىكند كه همان دين منطبق به فطرت و آفرينش است كه مىتواند مردم را اداره كند ولى اكثر مردم نمىدانند).
در توضيح بيشتر مطلب مىافزايد: انسان در عين وابستگى به نظام جهان آفرينش با بكار انداختن قواى ادراكى، حوائج خود را برآورده مىكند و همواره خير و شر خود را از راه الهام تكوينى و هدايت وجودى كه به صورت علوم و افكار جلوه مىكند مىيابد و از اين رهگذر است كه خود را با سازمان كلى هستى منطبق مىسازد و الگوى زندگى خود را از آفرينش مىگيرد، مانند سازمان هستى اجتماعى زندگى مىكند و نيازهاى خويش را از اين طريق در جهت كمال برطرف مىسازد و تشكيلاتى چون سازمان هستى جهان براى زندگى اجتماعى خويش مىپذيرد.
[١] روم، آيه ٣٠.