فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٥ - فصل سوم ضرورت تشكيل حكومت و دولت در اسلام
فصل سوم ضرورت تشكيل حكومت و دولت در اسلام
نياز به تشكيل حكومت از مسائل جديد حيات اجتماعى انسان نيست، اين ضرورت را مىتوان در تمامى ادوار گذشته زندگى اجتماعى بشرى مورد مطالعه قرار داد.
افلاطون مىگفت ارتقاء به سطح والاى زندگى فرد، بدون دولت امكانپذير نيست و ارسطو اين حقيقت را از مظاهر طبيعى حيات بشر مىشمرد و به دليل اجتماعى بودن طبيعت زندگى انسانى وى را ناگزير از قبول دولت مىدانست.
ابن خلدون از متفكرين اسلامى نيز فطرى بودن زندگى اجتماعى را براى انسان دليل بر ضرورت تعاون و تشكيل حكومت و پيروى از يك مركزيت سياسى مىداند.
مسأله ضرورت تشكيل حكومت براى ايجاد نظم و عدالت و ارتقاء زندگى انسان با ديد عقلى و نيز از ديدگاه شرع و اسلام از قضايائى است كه تصور دقيق آن ما را از توسل به استدلال بىنياز مىسازد.
ولى چه بسيار از مسائل بديهى كه بخاطر شبهههاى واهى به بحث و ترديد و احياناً به انكار نيز كشانده شده است. موضوع ضرورت تشكيل حكومت و دولت در اسلام يكى از اين مسائل است. ما در اينجا پس از ارائه دلائل به اين سؤالها و شبههها كه در اين زمينه مطرح شده پاسخ خواهيم داد و روشن خواهيم نمود كه كليه اين