فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٧ - 2 ولايت فقيه در نظر و عمل
حكومت كنى [١] .
١٧. ملك:
واژههائى چون: مُلك، مَلِك، ملوك، ملكيت، ملكوت و مالك در قرآن، بسيار بكار برده شده است، و معمولاً در فارسى به معنى سلطنت و پادشاهى ترجمه كردهاند، كه در اصطلاح علوم سياسى نوعى از اعمال حاكميت مىباشد.
بررسى واژههاى هم ريشه كلمه ملك در قرآن، ما را به اين نتيجه مىرساند كه ملك همان حاكميت بىچون و چرائى است كه از وابستگى تكوينى جهان هستى به آفريننده آن ناشى مىگردد. اين نوع حاكميت در انحصار خداست و خداوند به هر كسى كه بخواهد بخشى از آن را عطا مىكند.
ملك به اين معنى با اعطاى آزادى به انسان، و آفرينش انسان بصورت موجودى با شعور و مختار، به نوعى محدود گشته است، ولى محدوديت حاكميت نيز حقى است كه خداوند عطا كرده است و به معنى آن نيست كه ملك و ملكوت خدا محدود باشد. كاربرد اين بينش در تبيين سياست و حكومت از ديدگاه قرآن، بيشتر در مسئله مشروعيت و سرچشمه حاكميت آشكار مىگردد:
الف: بگو بار خدايا تو صاحب همه قلمروهاى ملك هستى و به هر كس كه بخواهى از آن عطا مىكنى و از هر كس كه بخواهى بازمىستانى [٢] .
ب: خداوند به او ملك و حكمت داد و او را از علم بهرهمند نمود [٣] .
ج: گفتند چگونه مىتواند او ملك را در اختيار داشته باشد در حالى كه ما شايستهتر از او هستيم. ما از قدرت و ثروت بيشتر بهرهمنديم [٤] .
د: نعمتهاى خدا را به ياد آوريد كه در ميان شما پيامبرانى مبعوث كرد و شما را به ملك رسانيد [٥] .
١٨. ستيزگى با دشمنان خدا:
شناخت ماهيت دشمنان خدا كه دشمنان خلق نيز هستند، و ستيزگى مداوم با آنها و هشيارى در برابر توطئههاى آنان و
[١] . (إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَيْكَ الْكِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاكَ الله) (نساء، آيه ١٠٥).
[٢] (قُلِ اللهمَّ مٰالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشٰاءُ) (آل عمران، آيه ٢٦).
[٣] (وَ آتٰاهُ الله الْمُلْكَ وَ
الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّٰا يَشٰاءُ.) (بقره، آيه ٢٥١).
[٤] (قٰالُوا أَنّٰى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ) (بقره، آيه ٢٤٧).
[٥] (اُذْكُرُوا نِعْمَتَ الله عَلَيْكُمْ إِذْ
جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيٰاءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً) (مائده، آيه ٢٠).