فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٦ - 2 ولايت فقيه در نظر و عمل
ج: به موسى جز اندكى از قومش كه در وحشتى از فرعون و ملأش به سر مىبردند و از توطئههاى آنان مىهراسيدند ايمان نياوردند [١] .
د: به موسى گفت ملأ در پى توطئه قتل تو هستند، از شهر دور شو [٢] .
١ [٦] . حكومت و زمامدارى:
حكم راندن و حاكميت در جامعه بشرى، حقى است الهى كه از ربوبيت و هدايت خداوندى ناشى مىگردد، و جز او و كسانى كه از جانب وى مجازند، حق حكومت و زمامدارى مردم را ندارند. اين مسئوليت خطير را خداوند بر عهده انبياء نهاده كه از خصلت عصمت برخوردار مىباشند.
امارت (فرمانروائى) و حكومت (زمامدارى) در شرائطى كه معصومان در جامعه حضور ندارند، بر عهده كسانى است كه داراى شرائطى باشند كه معصومان از پيش به امر خدا تعيين كردهاند.
انتخاب مردم نيز وقتى از مشروعيت الهى برخوردار خواهد شد كه در چارچوب همان صفات و شرائطى باشد كه از پيش تعيين شده است:
الف: زمامدارى و حكومت كردن براى كسى جائز نيست جز براى خدا [٣] .
ب: اى داود ما ترا خليفه خود در زمين نموديم تا بين مردم به حق حكومت كنى [٤] .
ج: وقتى در ميان مردم حكومت مىكنيد تنها به عدالت حكومت كنيد [٥] .
د: كسى كه بر طبق مقررات وحى و قوانين الهى حكم نراند از كافران، فاسقان و ظالمان بشمار مىرود٦ .
ه -: ما كتاب را به تو فرستاديم تا بين مردم طبق آنچه خدا به تو ارائه داده است
[١] . (فَمٰا آمَنَ لِمُوسىٰ إِلاّٰ ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلىٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ) (يونس، آيه ٨٣).
[٢] (قٰالَ يٰا مُوسىٰ إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ) (قصص، آيه ٢٠).
[٣] (إِنِ الْحُكْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ) (يوسف، آيه ٤٠ و ٦٧، و انعام، آيه، ٥٧).
[٤] (يٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ) (ص، آيه ٢٦).
[٥] (إِنَّ الله يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمٰانٰاتِ إِلىٰ أَهْلِهٰا وَ إِذٰا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النّٰاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ) (نساء، آيه ٥٨).
[٦] (وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمٰا أَنْزَلَ الله فَأُولٰئِكَ هُمُ الْكٰافِرُونَ - هُمُ الظّٰالِمُونَ - هُمُ الْفَاسِقُونَ) (مائده، آيات ٤٤ ٤٧، ٤٥).