لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٤ - هر كه درى از سؤال بر روى خود بگشايد حق درى از فقر بر روى او گشايد
فى دعائه له حيث يتمنّى له الجنّة بلسانه و يبخل عليه بالحطام من ماله و ذلك انّ العبد قد يقول فى دعائه اللَّهمّ اغفر للمؤمنين و المؤمنات فاذا دعا له بالمغفرة فقد طلب له الجنّة فما أنصف من فعل هذا بالقول و لم يحقّقه بالفعل)
و كالصحيح منقول است از آن حضرت از حضرات پدران بزرگوارش يعنى از امام محمد باقر و او از على بن الحسين و او از حسين بن على صلوات اللَّه عليهم كه حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه از جهة شخصى يك نصاب زكات از خرماى مزرعه بغيبغه فرستادند و اين شخص مردى بود كه پيش از اين مردمان از او نفعها مىبردند و الحال چيزى نداشت و چشم داشت مردمان بحال خود بود و بهر كس آن مقدار عطا مىكرد كه ايشان از او راضى و خوشنود بودند و اين مرد از حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه و از غير آن حضرت سؤال نمىكرد پس شخصى به حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه عرض نمود كه يا امير المؤمنين و اللَّه فلانى از شما چيزى طلب نكرد اگر يك وسق كه شصت صاع باشد به او مىداديد او را بس بود پس حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه فرمودند كه حق سبحانه و تعالى امثال تو مردم را بسيار نكناد من مىدهم و تو بخل مىورزى هر گاه شخصى كه از من اميدوار است به او ندهم چيزى مگر بعد از سؤال او و چون سؤال كند به او بدهم پس آن چه به او دهم بهاى آبروى او را داده خواهم بود زيرا كه من او را در معرض اين در آورده خواهم بود كه رويى را كه در خاك مىمالد به نزد پروردگار من و پروردگار او در حال بندگى و طلب حوائج از او چنين رويى را به نزد من آورد و از من سؤال كند ثمن رو انداختن را گرفته خواهد بود پس كسى كه با برادر مؤمن خود چنين كند و