لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٤٩ - روز عيد فطر
سبحانه و تعالى قبول كند عبادت تو را و عبادات ما را كه در دعا او را بر خود مقدم داشتند و چون روز عيد قربان شد حضرت به او فرمودند كه اى فلانى يعنى نامش را بردند و فرمودند كه حق سبحانه و تعالى قبول كند از ما و تو راوى گويد كه من عرض كردم كه يا ابن رسول اللَّه در عيد فطر دعايى فرموديد و امروز دعاى ديگر فرموديد چون خود را مقدم داشتيد سببش چيست حضرت فرمودند كه در عيد فطر چون با من مساوى بود در عمل كه عمل ماه رمضان بود يا فطره و حضرت مىدانستند كه او فطره داده است او را بر خود مقدم داشتم چنانكه شرط دعاست كه مؤمنان را در دعا بر خود مقدم دارند و در اين عيد او را مؤخر داشتم از خود چون او قربانى نكرده بود و من كرده بودم خواستم اول دعاى قبول كنم از جهت خود تا بعد از قبول او را شريك خود گردانم.
و غرض از ذكر اين حديث آن است كه تاسّى كنند به آن حضرت در اين معنى كه هر جا كه با برادر مؤمنش مساوى باشد در عمل او را بر خود مقدم دارد و اگر خود بعضى از اعمال خير كرده باشد و برادر مؤمنش نكرده باشد خود را مقدم تواند داشت اگر چه بهتر نسبت بما مطلقا تقديم برادران است بر خود چون بايد كه اعمال خود را هيچ ندانيم و تقديم ايشان را از جهت قبول عمل خود كنيم چون در معصوم خوف عجب نيست و در ما هست و اللَّه تعالى يعلم، و دلالت مىكند بر آن كه چون مؤمنان به يكديگر رسند در اين دو عيد تحيتى كه با هم كنند أولى آن است كه اين تحيت را بكنند چنانكه الحال نيز متعارف است كه اوساط الناس به يكديگر مىگويند كه عبادات شما مقبول باشد يا نماز و روزه شما مقبول شود و در عيد قربان مىگويند كه از ثواب غازيان و حاجيان با نصيب باشيد و اگر به عوض اين عبارات منقول بگويند بهتر است اگر فهمند و