لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٥٩ - اگر دو ماه نتواند پشت سر هم به جا آورد
«وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ، و چنين كسى مىبايد كه سعى كند در تصحيح ايمانش به رياضات و مجاهدات تا ريا از نفس او بيرون رود، و ديگر كليّة مىبايد كه عباداتش از جهة خوف جهنم نباشد و بواسطه طمع بهشت نباشد و از جهة محبت او باشد يا لكونه تعالى اهلا له يا حياء منه، يا شكرا له يا اطاعة له، يا قربة إلى اللَّه باشد كه قرب معنوى و ربط بجناب اقدس او باشد و چون محال است كه كسى يكى از اين حالات نداشته باشد از جهة اينها واقع سازد مثل حب كه عبارت از عشق است تا عاشق نباشد و بر خود بندد كه حبّا له مىكنم ريا ممكن است كه دروغى به عوام گويد اما خود مىداند و حق سبحانه و تعالى مىداند كه كاذب است، لهذا اين امور در خصوص عبادات كم وارد شده است حتى در نماز به اين نحو وارد شده است حتى كه إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ و وارد شده است كه إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ و اينها هر يك كه بهم رسد در همه جا چنان مىشود اگر نيت نمازش از جهة محبت شد، روزهاش، بلكه بيت الخلا رفتن، و خوردن، و خوابيدن همه للّه مىشود و يا فى اللَّه يا إلى اللَّه يا مع اللَّه تا آن كه فانى فى اللَّه شود و باقى باللَّه أوصلنا اللَّه و إيّاكم إلى اعلى مقامات المقربين بجاه محمد و آله الطاهرين.
(و روى موسى بن بكر عن الفضيل عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه قال فى رجل عليه صوم شهر فصام منه خمسة عشر يوما ثمّ عرض له امر فقال ان كان صام خمسة عشر يوما فله ان يقضى ما بقى و ان كان صام اقلّ من خمسة عشر يوما لم يجزه حتّى يصوم شهرا تامّا)
و شيخ همين حديث را به سندى ديگر از موسى بن بكر روايت كرده است از حضرت و سهو كرده است و چون از كافى روايت كرده است و كافى مثل متن