لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧٩ - باكى نيست كه طباخ مرق طعام را از زبانش بچشد
از صايم كه مىتواند كه چيزى را بچشد و فرو نبرد فرمودند كه نه با آن كه خوف متهم شدن نيز هست كه روزه نيست و سبب غيبت جمعى نيز مىشود و هر دو بد است با آن كه حرمت روزه را نداشته است.
[باكى نيست بوى خوش را در صوم]
(و لا باس بان يشمّ الطيب الّا المسحوق منه فانّه يصعد إلى دماغه)
و اين عبارت فقه رضويست كه باكى نيست كه در صوم بوى خوش را ببويند مگر بوى خوشى باشد كه ساييده باشند آن را مانند عبير و مشك كه به دماغ مىروند و محتمل است كه مراد صدوق نيز كراهت بوييدن ساييده باشد چون خوردن بر آن صادق نمىآيد.
و در موثق كالصحيح منقول است كه حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه كراهت داشتند كه صايم بوى خوش كند به مشك و ظاهرا به اعتبار آنست كه غالبا مشك مانند عبير است و به حلق مىرود و ظاهرا امثال اينها را بوييدن مكروه باشد اگر چه احوط آنست كه هيچ جزوى داخل هيچ عضوى نشود و اللَّه تعالى يعلم.
[باكى نيست كه طباخ مرق طعام را از زبانش بچشد]
(و لا باس بان يذوق الطّبّاخ المرق و هو صائم بلسانه من غير ان يبلعه ليعرف حلوه من حامضه)
عبارت فقه رضويست كه باكى نيست كه طباخ مرق طعام را از زبانش بچشد و روزه باشد بى آن كه فرو برد تا بداند شيرينى را از ترشى و اين زيادتى از صدوق است از ليعرف تا به آخر و غرضش اينست كه لازم نيست كه از جهة نمك بچشد تا جايز باشد بلكه هر مطلبى كه داشته باشد مىتواند چشيد چنانكه در صحيح حلبى و موثق كالصحيح محمد بن مسلم و غير آن نيز منقولست از حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليهما كه فرمودند كه