إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٥٨ - پاسخ اعتراضات قيس بن اشعث كندى
در داستان روز بصرهى من و ايشان تمامشان لعنتشدگانند كسى كه با او است ملعونست كسى كه كشته شده در اطرافش ملعون.
كسى كه او را يارى كرد ملعون، كسى كه او را سوار كرد ملعون، هر كس بعد از او بجا ماند و توبه نكرد و برنگشت و طلب آمرزش ننمود ياران مرا كشتند، بيعت را شكستند نماينده را مثله كردند، بر من طغيان كردند سپس فرستادم بسوى ايشان دوازده هزار نفر و حال اينكه آنان بيست هزار و اندى بودند سپس خدا بدست خودمان ما را يارى كرد و بر آنان پيروز نمود و سينههاى گروهى از مؤمنان را شفا داد.
چطور ديدى اى پسر قيس جنگ صفين ما را خداوند پنجاه هزار نفر را بدست ما در يك ميدان كشت همه را بآتش برود، ما را روز جنگ نهروان چطور ديدى كه مارقين را ملاقات كرديم و حال اينكه ايشان بينايان و متدينان در دنيا بودند. ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً[١] سپس خداوند در يك جا چهار هزار از آنان را كشت و جز ده نفر كسى از آنان بجا نماند در صورتى كه ده نفر از ما كشته نشد اى پسر قيس آيا پرچم مرا نديدى در حالى كه برگشت مرا سرزنش ميكنى.
اى پسر قيس من يار رسول خدايم در تمام جاها من در تمام سختيها با او حاضر بودم در برابر رسول خدا كه نه فرار ميكردم و نه بكسى پناه ميبردم و نه دشمن پشت سر من مىآمد همانا سزاوار نيست پيامبر يا وصىّ پيامبرى هنگامى كه در برابر دشمن قرار گرفت برگردد
[١] كهف ١٠٤ آنان كه كوشششان در دنيا تباه شد و ايشان پندارند كردارشان نيكوست.