إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٩١ - فضائل عترت طاهره رسول اكرم
[فضائل عترت طاهره رسول اكرم ٦]
انس بن مالك گفت كه من و ابو ذر، سلمان، زيد بن ارقم خدمت پيامبر بوديم ناگاه حسن و حسين بر آن حضرت وارد شدند رسول خدا آن دو را بوسيد سپس ابو ذر حركت كرد و خودش را بروى آن دو افكند و دستهايشان را بوسيد بعد برگشت بجاى خود با ما نشست سپس ما گفتيم اى ابا ذر برو تو مرد پيرى از اصحاب و ياران رسول خدا براى دو تا بچه از بنى هاشم بلند مىشوى و دست آن دو را مىبوسى.
ابو ذر گفت آرى اگر آنچه را كه من از رسول خدا در باره اين دو شنيدم شما مىشنيديد شما هم اين كار مرا انجام مىداديد بلكه بيشتر از آنچه من انجام دادم شما انجام ميداديد گفتم اى ابا ذر آنچه شنيدهاى چيست؟ گفت شنيدم به على ميفرمود اى على بخدا سوگند اگر مردى نماز بگزارد و روزه بگيرد تا مانند مشك خشكيده شود نماز و روزهاش فائدهاى ندارد مگر بدوستى شما، اى على هر كس متوسل بخدا شود بواسطه دوستى شما بر خدا سزاوار است كه او را نااميد برنگرداند يا على هر كس شما را دوست دارد و چنگ بدامن شما بزند بدستگيره محكمى چنگ زده گفت بعد ابو ذر ايستاد و سپس بيرونشد.
پيش رسول خدا رفتيم عرضكرديم كه ابى ذر از زبان شما چنين و چنان بما گزارش داد، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله فرمود: راست گفته است ابو ذر، آسمان بر مردى سايه نيفكنده زمين مردى بر روى خود حمل نكرده كه راستگوتر از ابى ذر باشد سپس پيامبر فرمود: خدا من و اهل بيت مرا از يك نور آفريد هفت هزار سال پيش از آدم بعد ما را به پشت آدم انتقال داد بعد از پشت او بسوى پشتهاى پاك و پاكيزه.
عرضكرديم شما در كجا و بچه شكلى بوديد اى رسول خدا فرمود ما