إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٧٧ - سخنان آن سرور در باره آزمايش اوصياء و شرح آزمايشها چهاردهگانه
در ميان آنان قرار داد اگر فرمانش را اطاعت نكردند گردن بزنند و كافيست شكيبائى بر اين حوادث اى برادر يهود.
سپس آن مردم روزهايشان را درنگ كردند هر كسى بسوى خودش دعوت ميكرد ولى من خوددارى ميكردم، از كار من پرسيدند با آنان مناظره كردم در روزگار خودم و دوران آنان و در بارهى آثار خود و آثار آنان و آن را كه نميدانستند برايشان روشن كردم از دلائل سزاوار بودن خودم براى خلافت سواى آنان و عهد و پيمان رسول خدا را برايشان ياد آورى كردم آنچه را كه پافشارى براى من از بيعت در گردن آنان كرد تذكر دادم.
ولى آنان را حب رياست و دست بازى كه در مال بود و زبانبازى در امر و نهى و ميل بسوى دنيا بخود خواند و اقتداء كردن بگذشتگان و نياكانشان بسوى آنچه را كه خدا بر ايشان قرار نداده آنان را دعوت كرد هر گاه با يكى از آنان خلوت كردم روزهاى خدا را بيادش آوردم و او را ترساندم از آنچه را كه بسويش بضرر خود ميرود از من شرطى را خواست كه خلافت را بعد خودم باو برگردانم.
گفتم از من جز حجتى روشن و حمل كردن بر كتاب خداى عز و جل و وصيت رسول خدا از بخشيدن هر مردى از ايشان كه خداى عز و جل براى او چيزى قرار داده چيزى نخواهيد يافت و يا منع كردن او را از چيزى كه برايش قرار نداده، او خلافت را از من بسوى عثمان بن عفّان برگرداند مردى كه حالش با او واحدى از كسانى كه حاضر بودند مساوى نبود تا چه رسد بآنان كه پستتر از ايشان بود در جنگ بدر كه بزرگترين مباهاتشان بود و نه در غير بدر از آنجاها