إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢١٦ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
از فراز سر شيطان پرسيد در كجا غروب ميكند فرمود: در چشمهاى حبيب و دوست من رسول خدا فرمود: در آن هنگام كه خورشيد رو مىآورد و پشت ميكند نماز نخوانيد تا آنكه بقدر يك نى يا دو نى آفتاب بلند شود.
پرسيد در كجا بود كه خورشيد فقط يك مرتبه تابيد دگر باره بر آنجا نتابيد؟ فرمود ته دريائى بود كه براى موسى شكافته شد، پرسيد خداوند موجودات را حمل ميكند يا آنها خدا را حمل ميكنند فرمود: پروردگار من همه چيز را حمل ميكند و چيزى او را حمل نميكند، پرسيد پس گفتهى خداى تعالى چطور است كه ميفرمايد «وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ» بر مىدارند عرش پروردگارت را در آن روز هشت نفر بالاى سرهايشان.
فرمود: اى مرد يهودى مگر نميدانى كه هر چه در آسمانها و زمين و زير زمين است براى خداست با نيرو: و نيرو هم كه نزد پروردگار من است، پرسيد بهشت و جهنم در كجايند؟ فرمود بهشت در آسمان و دوزخ در زمين است، پرسيد چهرهى پروردگارت در كجا است حضرت بابن عباس فرمود: هيزم حاضر كن سپس هيزمها را روشن كرد و فرمود: چهرهى اين آتش كجاست؟ يهودى گفت نميدانم فرمود چهرهى پروردگار منهم چنين است بهر كجا كه رو آورى همان جا چهرهى خداست.
پرسيد چيست دو حاضرى كه پنهان نميشوند؟ فرمود: آسمان و زمين، پرسيد آن دو كه غائبند و آشكار نميشوند چيست؟ فرمود: