إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٨٧ - دلائل امامت امير المؤمنين
كه امامى چنين باشد و گر نه فائدهى امامت از ميان ميرود و بواسطهى اينكه امام نگهدار شريعت است اگر امام معصوم نباشد روا افتد كه خللى در دين وارد شود، زياد و كمى در دين كند بنا بر اين دين از خطاها و لغزشها و خللها نگهداشته نمىشود.
و نيز بواسطهى اينكه اگر روا باشد امام گناه كند يا مردم از او پيروى ميكنند يا نه اگر از او پيروى كنند لازم آيد كمك بر گناه كه خدا كمك بر گناه را نفى كرده بقول خودش كه ميفرمايد «وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ»[١] يا اينكه از آن امام پيروى نمىكنند پس امام نيست بواسطه اينكه وجودش فايدهاى ندارد با همهى اينها امامت از طرف خداوند است و خداى تعالى حكيم است جز معصوم و پاكدامن را براى امامت بر نمىگزيند.
پس در اين هنگام واجب ميباشد كه امام بعد از پيامبر ٦ على بن ابى طالب باشد بجهت اينكه همه را عقيده بر عصمت و پاكى او است نه غير او اما روايات در اين باب فراوان و بسيار است كه بتواتر رسيده از گذشتگان بآيندگان كه پيامبر آشكارا بخلافت على تصريح كرده مانند گفتهى آن حضرت كه فرموده كه تو خليفهى پس از منى و بر آن حضرت بامارت مسلمانان سلام كردند حرف او را شنيدند و از او اطاعت كردند و غير از اين خبرها.
[دلائل امامت امير المؤمنين ٧ و تقدم او بر ديگران]
اما دليلهاى بر امامت او گفته خداى تعالى است «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»[٢] يعنى كسانى كه راستى آنان
[١] مائده ٣ و كمك بر گناه و دشمنى مكنيد.
[٢] توبه ٢٠ اى كسانى كه ايمان آورديد بپرهيزيد خدا را و با راستگويان باشيد