إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٨٥ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
بر آن ندارند گرديدهاند راه فرار و حيلهاى ندارند تو اى على امروز برطرفكنندهى غم آنانى تو چراغ هدايتى تو كليد تمام مشكلاتى.
سلمان گفت سپس على ٧ فرمود چه گرفتارى رخ داده عرض كرد گروهى از طرف پادشاه روم آمدهاند در حدود يك صد نفر از بزرگان كه پيشاپيش همهى آنان جاثليق نصرانيست كه من كسى را مانند او نديدهام كلام را بجايش ميگويد و بجايش تاويل و تفسير ميكند دليل و برهانش را محكم مىنمايد مانند دليل و برهان او تاكنون نشنيدهام و در سرعت جواب از گنجينهى علمى چون او كسى را نديدهام.
او پيش ابو بكر آمد ابو بكر هم در ميان گروهى از اصحاب و ياران بود از مقام او و جانشين رسول خدا پرسيد ادعاى تمام آنان را نسبت بخلافت باطل كرد و بر همه پيروز شد در ادعاى آنان بخلافت و سؤالى از ابى بكر نمود و او را تكفير نمود و از دين بيرون كرد، بعلى ٧ خبر دادم كه دين محمّد را درياب زيرا بر مدعيان خلافت چيزى وارد شده كه آنان را عاجز كرده على ٧ با من حركت كرد تا بر آن گروه وارد شديم در صورتى كه لباس ذلت و خوارى بر اندامشان پوشيده بود در يك بهت و حيرتى فرو رفته بودند.
على ٧ سلام كرد و نشست و فرمود: اى نصرانى بيا آنچه را كه ميخواهى در پيش من است پاسخ آنچه را كه مردم نيازمندند در حوادثيكه بر آناش وارد مىشود، مرد نصرانى بسوى على آمد و عرضكرد اى جوان ما در كتب پيامبران پيدا كرديم كه همانا خداى عزّ و جل هرگز پيامبرى را بر نينگيخت مگر اينكه برايش وصى و