إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٨٦ - سخنان آن سرور در باره آزمايش اوصياء و شرح آزمايشها چهاردهگانه
در خود پنهان نگذاشتم مگر اينكه رساندم آن را در حالى كه من و رأى مرا واگذاردند و انجام ندادند پس تقاضاى صبر و شكيبائى كردم باندازهى صبر دوشيدن شتر يا مانند حركت دادن اسب جز اين پير مرد مرا از آنان كسى جواب نداد با دست اشاره بسوى اشتر كرد و جز جمعى از اهل بيت من.
بخدا سوگند چيزى مرا مانع نشد براه بينائى خودم بروم مگر ترس از اينكه اين دو نفر كشته شوند و اشاره كرد آن حضرت بسوى حسن و حسين ٨ كه در نتيجه نسل و ذريهى رسول خدا قطع مىشود از ميان امت پيامبر و ترس اينكه اين و اين كشته شوند و حضرت با دستش بسوى عبد اللَّه جعفر و محمّد بن حنفيه اشاره كرد همانا من ميدانم اگر مكان من نبود آن دو درين ايستگاه نمىايستادند بدين جهت صبر كردم بر آنچه مردم اراده كردند با آنچه كه در آن دانش خداى عز و جل پيشى گرفته و چون شمشيرهايمان را از فرق مردم برداشتيم زورگوئى در كارها كردند و حكام را انتخاب نمودند.
من چنين نميباشم كه احدى را حكم در دين خدا كنم زيرا حكم قرار دادن در دين خدا خطائيست كه شكى و ريبى در آن نيست پس چون انكار كردند مگر راى خودشان را منهم اراده كردم مردى از اهل بيت خودم را حكم قرار دهم يا مردى را كه من بخرد و رأى او اعتماد دارم و اطمينان به نصيحت و دوستى و دين او دارم.
سپس بر كار رو آوردم هر كس را كه نام بردم پسر هند جگر- خوار او را مانع شد و بچيزى از حق او را دعوت نكردم مگر اينكه از او پشت كرد و پسر هند جگر خوار ستم و ذلتى را بما عرضه نميداشت