إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٨٢ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
در پيروى كردن از هواهاى نفس و برگزيدنشان براى خودشان چرا پيامبران بشارت دهنده را و ترساننده را مبعوث كند و كتاب و حكمت بآنان به بخشد تا براى مردم بيان كنند و آنچه را مىآورند روشن مىكنند آنچه را كه مردم در آن اختلاف مىكنند تا براى مردم بهانهاى بر خدا نباشد پس از فرستادن رسولان براى بندگان.
شما نبوت پيامبران را دور انداختيد و بنادانى خود انتخاب مردم را بر انتخاب خدا مقدم داشتيد كه خدا رسولانى براى امتشان انتخاب كرده ما شما را مىبينيم كه چشم پوشى ميكنيد اين دروغى را كه بر خداى عز و جل و پيامبرتان نسبت دادهايد و راضى نميشويد مگر اين كه بخلافت ناميده شويد و اين امر خلافت جز براى پيامبر و وصى او براى كسى سزاوار نيست.
همانا دليل براى شما هنگامى درست است كه در نبوت پيامبران تاكيد كنيد و روش انبيا را بگيريد در رهنمائى و هدايتتان مسلم شما زورگوئى كرديد ما ناچاريم كه با شما بحث كنيم در چيزى كه شما ادعا كرديد تا بشناسيم راهى را كه بآن راه مردم را دعوت ميكنيد و پس از پيامبرتان در ميان شما حق را بشناسيم كه آيا اين كردار شما درست است و عمل شما بايمان است يا بنادانى و شما كافر شديد بعد نصرانى گفت اى پير مرد جواب بده.
سپس ابى بكر متوجه ابو عبيده شد تا نصرانى را جواب دهد او هم جوابى نداد بعد جاثليق بيارانش توجهى كرد و گفت ساختمان اين گروه بىريشه و اساس است من دليلى در گفتارشان نمىبينم شما فهميديد گفتند آرى.