إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٨٤ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
ميان امت پيامبر شما كسى دانشمندتر از تو پيدا مىشود ابى بكر گفت آرى گفت مردم كار ديوانگى كردند كه اين مسئوليت بزرگ را بعهده تو گذاشتند و ترا بر آنكه از تو دانشمندتر است مقدم داشتند اگر آن كسى كه از تو عالمتر است از هر چه از او بپرسم مانند تو عاجز و ناتوان باشد پس تو و او يكى خواهيد بود در ادعاى بيجا و مىبينم پيامبر شما را پيامبرى ميباشد كه ضايع كرده علم و پيمان و ميثاق خداى عزّ و جل را پيمانى كه بر تمام پيامبران گرفت پيش از پيامبران در ميان شما در انتخاب جانشينان براى امتشان تا آنان را در اختلافاتشان راجع بدين بترساند.
پس مرا سوى آنكه از تو دانشمندتر است رهنمائى كنيد شايد او را از نظر علم و دانش از شما كمتر به بينم در محاورات و جواب و سؤال و در بيان آنچه كه نيازمند مىشود بسوى آن از نشانهى پيامبرى و سنتهاى پيامبران، مسلم اين مردم در حق تو و خودشان ستم كردهاند.
سلمان گفت چون آن گروه را بهتزده و حيران و سرگردان ديدم و ديدم رخنهاى در دين محمّد وارد مىشود حاضرين هم افسرده خاطرند حركت كردم اما نميدانستم كجا پايم را بگذارم رفتم بدر خانه امير المؤمنين ٧ كوبهى در را كوبيدم حضرت بيرون آمد و فرمود چه مصيبتى ترا رسيده اى سلمان.
سلمان گفت عرضكردم دين خدا نابود شد پس از محمّد اسلام تباه شد كافران بر دين محمّد و ياران محمّد با دليل و برهان مسلط شدند امير المؤمنين دين محمّد را درياب كه مردم گرفتار چيزى كه طاقت