إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢٣ - احتجاج و مناشده آن سرور در روز شورى
رسول خدا تبليغ كرد.
نه نفر از مفسدان در خانهى اقرع بن حابس تميمى گرد آمدند كه در آن خانه در آن هنگام صهيب رومى جا داشت و اين نه نفر آنانند كه هر گاه امير المؤمنين ٧ در شمارهى آنان شمرده شود عده آنها ده نفر مىشود و اينان ابو بكر، عمر، عثمان، طلحه، زبير، سعد، سعيد، عبد الرحمن بن عوف، ابو عبيده جراح است، گفتند محمّد صلّى اللَّه عليه و اله در دوستى على بطوريست كه اگر قدرت پيدا كند ميگويد او را پرستش و عبادت كنيد.
سعيد بن ابى وقاص گفت كاش درين باب على نشانهاى از آسمان براى ما مىآورد آنچنان كه براى خودش خداوند نشانه آورد مانند شكافتن ماه و غير آن از نشانهها.
آن شب را بامداد كردند سپس ستارهاى از آسمان فرود آمد بر فراز ديوار خانهى على آويزان شد كه تمام شهر مدينه را روشن كرد بطورى كه روشنى آن در همهى خانهها و پستى و بلنديها و غارها جا گرفت سپس مردمان مدينه در ترس و بيم سختى افتادند و از خانهها بيرون آمدند و نميدانستند كه آن ستارهى درخشان بر فراز خانهى كى فرود آمده و كجا آويزانست ولى آن ستاره را بر فراز بعضى از خانههاى رسول خدا ميديدند چون رسول خدا فرياد و نالهى مردم را شنيد بطرف مسجد رفت فرياد زد مردم چه چيز شما را بترس و وحشت افكنده اين ستاره بر فراز خانهى على امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ است؟ عرضكردند بلى اى رسول خدا.
فرمود آيا بآن نه نفر منافق كه ديروز در خانه صهيب رومى گرد آمدهاند نمىگوئيد كه در بارهى من و على بن ابى طالب سخنانى