إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢١١ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
مىشود و دوستان آنان را واميگذارند بايشان از طريق حقيقت ايمان و دانش هجوم مىآورد و طلب روح يقين ميكنند و فراموش ميكنند آنچه را كه نادانان از آن بيم دارند و آسان شمردند آنچه را كه ناز پروران سخت شمردند و دنيا را همراهى كردند با بدنهائى كه روحهايشان بجاى بلندى بسته شده.
اينان حجتهاى خدايند در زمين، امينان حقند بر مردم پس آه از شيفتگى و شوق بسوى آنان و ديدارشان! خوشا مر ايشان را بر شكيبائيشان در برابر دشمنان و بزودى ما و ايشان و پدران و فرزندان و هر كس را كه شايستگى دارد در بهشت عدن گرد هم آورد.
سپس حضرت و آن گروه گريه كردند بعد با او خداحافظى كردند و گفتند ما بوصايت و امامت و برادرى تو گواهى ميدهيم و همانا در پيش ما نشانههاى چهرهى تو باقيست و بزودى گروهى از قريش پس ازين مرد بر پادشاه وارد شوند و براى آنان چهره پيامبران و چهرهى فرزندانت حسن و حسين و چهرهى همسرت فاطمه بزرگ زنان جهانيان را بعد از مريم كبرى و بتول عذراء بيرون آورد.
و همانا اين داستان در پيش ما محفوظ است و نگهدارى شده و بسوى پادشاه خويش برميگرديم آنچه را كه پيش ما بامانت سپردى از نور هدايت و برهان و كرامت و صبر و بردباريت با همان حالى كه در آن هستى باو گذارش ميدهيم و ما رفت و آمد مىكنيم براى حكومت شما و مردم را بسوى فرمانتان دعوت مىكنيم چقدر بزرگ است اين گرفتارى و چقدر طولانيست دورانش؟! و از خداوند طلب توفيق