إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٨٤ - فصل در شرح مختصرى از جنگ جمل و صفين و نهروان
زيرا كه او از نظر سن از عمرو عاص بزرگتر بود.
ابو موسى بر فراز منبر قرار گرفت و سخنرانى كرد امير المؤمنين را از خلافت عزل كرد بلافاصله عمرو عاص بلند شد و بر فراز منبر قرار گرفت و سخنرانى كرد و معويه را بخلافت ثابت كرد سپس ابو موسى را بباد فحش گرفت آن دو يك ديگر را لعن و نفرين كردند على ٧ بيارانش كه قارى قرآن بودند و او را وادار به حكمين كردند فرمود مگر بشما نگفتم اين نيرنگ عمرو عاص است فريب او را نخوريد شما نپذيرفتيد.
آنان گفتند خدا ايشان را لعنت كند سزاوار نبود كه حرف ما را بپذيرى، تو بواسطه اينكه حرف ما را پذيرفتى نافرمانى خدا و رسولش را كردى چون نافرمانى كردى دگر اطاعت تو بر ما واجب نيست از كوفه براى جنگيدن على بيرون شدند عبد اللَّه بن وهب و ذو الثديه را امير خويش قرار دادند و گفتند ما براى خدا با تو مبارزه مىكنيم سپس آن حضرت اين آيهى از قرآن را در بارهى آنان قرائت كرد.
«هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا. الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً»[١].
بعد آتش جنگ شعلهور شد امير المؤمنين بر آنان يك حمله كرد و بفاصلهى يك ساعت تمام آنان را از پاى در آورد فقط نه نفر باقى ماندند كه آنها هم فرار كردند ولى از سربازان على ٧ نه
[١] كهف ١٠٣ آيا خبر دهم شما را بزيانكارترين مردم از نظر عمل و كردار، آنان كه كوششهايشان در زندگى دنيا تباه شده ايشان گمان ميكردند كردار خوب انجام مىدهند-