إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٩٢ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
انساب و وصايا و فصل الخطاب و ميلاد كفر و اسلام[١] و پادشاهى پادشاهان.
از من بپرس از هر چيزى كه تا روز قيامت رخ ميدهد و از دوران عيسى بن مريم هنگامى كه خداى تعالى او را برانگيخت و بپرس از هر وصى پيامبرى و از هر گروهى كه گمراه شدند و هر گروهى كه هدايت ميشوند و از جلو دار و صدا زننده آن گروه و برندهى آنان تا روز قيامت.
و بپرس از هر آيهاى كه فرود آمده در كتاب خدا كه در شب فرود آمده يا روز و نيز از توراة و انجيل و قرآن بزرگ زيرا پيامبر صلّى اللَّه عليه و اله چيزى را از علم و دانش خود و آنچه را كه امتها از اهل توراة و انجيل و طبقات مخالفان و گروه ملحدان و اديان گوناگون دارند از من پوشيده نداشت زيرا كه او خاتم پيامبران بعد از آنان بود و بر تمامشان اطاعت او و ايمان باو واجب بود و نيز يارى كردن او واجب بود اين مطلب را در تورات نوشته ديدند و نيز در انجيل و زبور و صحف ابراهيم و موسى و چنين نبود كه بخواهد پيمان خدا را در ميان بندگانش ضايع كند و امت را حيران و سرگردان واگذارد بعد از خودش.
چطور چنين كارى مىشود كه همانا خدا او را بمهربانى و رحمت و عفو و بخشش و امر بمعروف و نهى از منكر و بپا دارندهى عدل و داد معرفى فرموده و همانا خداى عز و جل بسوى نوح و پيامبران پس از او وحى فرستاده و همان طورى كه بسوى موسى و عيسى وحى
[١] چه فرزندى در كفر و چه بچهاى در اسلام متولد شده.